و اگر با عرض بر آتش نقره از آن جدا گردد در شمار مفضّض است و حكم آن را دارد و گر نه حكم آن را ندارد .
و بدان كه اخبار باب بعنوان مفضّض واردند كه مشتق از فضه است بمعنى نقره و آيا طلاكوب و روكش طلا هم در آن داخل است يا نه ؟ علامه - ره - در كتاب منتهى گفته : در اين باره گفتهاى از فقهاء اصحاب نديدم ، وانگه گفته :
اقوى نزد من جواز داشتن آنست به حكم اصل اباحه و مورد نهى همان ظرف طلا و نقره است ، آرى مكروه است زيرا از درجه نقره كمتر نيست ، و اين گفته خوبست جز اينكه اثبات كراهت كه خود يك حكم شرعى است با اينكه نصّى در ميان نيست مشكل است .
و هم او - ره - در نهايه گفته : فرقى ميان نقرهكوب و طلاكوب در اين باره نيست چون در منع و علت منع هر دو برابرند .
سيد - ره - در مدارك گفته : اظهر اينست كه ظرف طلاكوب چون نقرهكوبست در حكم بلكه طلاكوب سزاوارتر است بحرمت .
محقق اردبيلى - ره - گفته : ظاهر اين است كه فرقى نيست ميان طلا و نقره وابسته بظرفى در ثبوت كراهت و در وجوب كنارهگيرى دهان از آن با احتمال كراهت و واجب نبودن كناره كردن به دهان از آن ، وانگه گفته : وجوب كنار زدن دهان از جاى نقره دلالت دارد بر حرمت نوشيدن از ظرف نقره فتأمل .
3 - شيخ بهائى - ره - گفته : خوردنى و نوشيدنى در ظرف طلا و نقره حرام نميشود گر چه خوردن و نوشيدن حرام باشد چون دليلى ندارد و اصل حليت است و از شيخ مفيد - ره - حرمت آنها نقل شده و از كلام ابى الصلاح هم بر مىآيد ، و بسا پنداشته شود اشاره بدان از قول پيغمبر صلى اللَّه عليه و سلم كه : آنكه در ظرف نقره بنوشد گويا برشته كند در درونش آتش دوزخ ، و شيخ ما در ذكرى آن را مردود دانسته براى اينكه مفاد حديث اينست كه نوشيدن نامبرده سبب دخول در دوزخ است چون معنى حقيقى آن نشدنى است - پايان .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 312
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣١٢