تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
به معناى آنست از رفتن دو تا و ماندن يكى كه بايد اين اندازه بوسيله پختن بدست آيد خواه بحسب كيل و خواه بحسب وزن و تا بحسب وزن دو سوم آن نرفته و يك سوم آن نمانده اين اندازه كه شرط حلالى است محقق نشده و احتمال ميرود كه يك سوم شدن بحسب كيل هم محقق نباشد زيرا اين هر دو اندازه پيش از پخت با هم محقق و برابر بودند ؟ و اختلاف آنها پس از پخت و سفت شدن آب انگور پديدار شده بواسطه تراكم اجزاء و به مجرد پيمانه در اين وضع اندازه 2 سوم و يك سوم معين نشود و همان بحسب وزن معين مىشود كه اشتباه در آن راه ندارد اصلا . و اين موضوع را با يك مثالى روشن كنيم : فرض كن شش من آب انگور داريم برابر شش پيمانه مشخّص و بايد چهار من آن موافق چهار پيمانه نامبرده برود تا حلال شود ، و چون طبخ شد تا دو پيمانه ماند در اين صورت گرچه جاى تو هم اين هست كه بحدّ نصاب يك سوم رسيده بحسب صورت و ناچار دو سوم آن رفته است ولى چون دو پيمانهء مانده بوسيله پخت سفت شده خرد حكم كند باينكه مىشود از نظر واقع بيش از يك سوم باشد چون هنگامى كه شل بود يك سوم آن دو پيمانه بود ولى اكنون كه سفت شده اين دو پيمانه بواسطه غلظت آن بيش از 1 سوم مىباشد به اندازه تفاوتى كه ميان رقيق و غليظ وجود دارد و بنا بر اين آنچه از آن رفته است دو سوم تمام نيست و برخى از آن بواسطه تراكم بجا مانده است و تا مانده آن به اندازه دو من نشود موافق دو كاسه در حال رقت نميگردد و يك سوم باقيمانده و دو سوم رفته تحقق نميپذيرد و ميزان در رسيدن آن به حد يك سوم همان وزن است يا آنچه در حكم آنست مانند اينكه يك پيمانه و نيم از آن بماند در صورتى كه بدانيم يك پيمانه و نيم شيره سفت هم وزن دو پيمانه آب انگور نجوشيده است و بدانيم كه نسبت شيره با آب انگور نجوشيده نسبت 1 و 1 دوم است به 2 و همچنين . و خلاصه مىشود اين شناخت نسبت براى كسى كه بررسى و آزمايش كرده و آن را فهميده نتيجه همان شناخت وزن را داشته باشد و بىنياز بترازو و قپان از آن استفاده كند ، و با اين تحقيق اين نتيجه بدست آمد كه : يقين برفتن دو سوم آب