جمع ميان اخبار سازگارتر است چون تصريح بتعيين يكى از آن دو در اخبار نيست و در كلام قدماء از فقهاء و متاخرين از علماء هم وجود ندارد ، و اين تخيير نزد من اظهر وجوه است و اگر چه احوط عمل به وزنست مطلقا .
اگر گوئى : چون پيمانه وزن كمترى دارد هميشه اين وجه بر ميگردد به همان وجه اوّل كه مناط پيمانه است گوئيم : اين اعتراض در همه موارد تخيير ميان كمتر و بيشتر وارد است كه يادآور كرديم با اينكه فقهاء در همه اين موارد تصريح دارند به تخيير و فائده آن توسعه بر امت است زيرا بسا كه اندازهگيرى با وزن آسانتر باشد با اينكه مىشود گفت رعايت وزن افضل است بر پيمانه و همين خود فائدهايست ، و در اينجا سخن را بدرازا آورديم چون فائدهاش بيش و مورد ابتلاء همه است و فقهاء متعرض آن نشدند .
باب چهارم برگشت مى به سركه
1 - در قرب الاسناد : 155 بسندش از على بن جعفر از برادرش كه گويد :
پرسيدمش كه مى بوده و اكنون سركه شده مىشود خوردش ؟ فرمود : چون مست كردنش برود باكى ندارد ، در كتاب المسائل : مانندش آمده جز كه پس از خورده شود آرى دارد .
2 - در عيون ( 2 / 40 ) بسندش تا امير المؤمنين عليه السّلام كه سركه مى را بخوريد چون كرمهاى شكم را ميكشد . فرمود : سركه آن مى كه خودش تباه شد و سركه شده بخوريد ، و مخوريد آنچه را شما خود تباه كنيد و بمعالجه سركه نمائيد .
3 - در فقه الرضا ( 38 ) فرمود : عليه السّلام اگر در مى سركه ريخته شود خوردنش روا نباشد تا چند روز بر آن بگذرد و مى سركه شود و پس از آن بخور .
4 - در سرائر ( 1 / 37 ) بسندى از ابى بصير كه پرسش شد از امام ششم عليه السّلام