تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
14 - در كافى ( 6 / 426 ) بسندش از اسحاق بن عمّار كه به امام ششم عليه السّلام شكوه كردم از يك دردى و گفتم : پزشك به من نسخه شربتى داد كه كشمش را بگيرم و دو برابر آب بر آن بريزم و عسل روى آن بريزم و بپزم تا دو سوم آن برود و يك سوم بماند ، فرمود : شيرين نيست ؟ گفتم : چرا گفت آن را بنوش و به او گزارش نداد اندازه عسل را ( مضمون حديث 14 را از طب الائمه آورده با اندكى تغيير .

شرح و دنباله‌ايست كه چند مقصد دارد .

1 - فقهاء ، رضوان اللَّه عليهم اتفاق دارند كه آب انگور با جوشيدن سخت حرام شود . و ظاهر اخبار و گفته بيشتر فقهاء اصحاب اين است كه به مجرد جوشيدن و زير و رو شدن حرام شود ، در روايت حمّاد است كه پرسيدم امام ششم عليه السّلام را از نوشيدن آب انگور ، فرمود : آنچه نجوشيده بنوش و آنچه جوشيده منوش ، گفتم : قربانت جوشيدن چيست ؟ فرمود : قلب ، و مقصود از آن بتفسير بيشتر فقهاء اينست كه زير و رو شود و تهش ببالايش آيد ، و شايد مقصود از واژه نشيش در اخبار پيش هم همين باشد و هم در روايت ذريح كه شنيدم امام ششم عليه السّلام ميفرمود چون آب انگور نشيش كرد و جوشيد حرام است ، زيرا نشيش آواز آب و جز آنست هنگام جوشيدن و بنا بر اين عطف بواو در روايت براى تفسير است ، و بسا كه مقصود از نشيش حالت مقارن جوش باشد و مقدم بر آن باشد و عطف براى جمع يا ترتيب باشد كه آگهى داده اين دوازدهم جدا نباشند يا اينكه نشيش بىجوش كافى نيست براى حرمت و اينكه در نسخه‌اى از تهذيب « او » بجاى واو آمده مؤيد عدم انفكاك است و اما اينكه برخى فقهاء در اينجا واژه اشتداد را هم پيوسته و گفته‌اند : جوش آيد و سخت شود اگر مقصود از آن همان معنى قلب و نشيش باشد يا سفت شدنى كه لازمه جوش آمدنست از قبيل ضمّ نشيش است بدان در روايت گذشته و اگر مقصود معناى ديگريست كه جدا است از جوشيدن و مىشود جوش باشد و آن نباشد دليلى در روايت نيست كه آن هم شرط حرمت باشد ، بلكه روايات دليلند
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 274 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى