تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
8 - كتاب زيد نرسى : پرسش شد امام ششم عليه السّلام از كشمش كه كوبيده شود و در ديك ريخته شود و آب بر آن ريزند و زيرش آتش افروزند ، فرمود : از آن مخور تا دو سوم آن برود و يك سوم بماند چون جوش آمده گفتم خود كشمش را در ديك اندازند و آب بر آن ريزند و پزند و آبش را بگيرند : فرمود : آن همچنين است و برابر است چون شيرينى به آب رسيده و آب شيرينى چون آب انگور شده و جوش آمده بىآتش و حرام است و چنين است چون با آتش جوش آيد تباه شود . 9 - در خرائج : از صفوان كه من نزد امام ششم عليه السّلام بودم و غلامى نزد آن حضرت آمد و گفت : راستى مادرم مرده فرمود : نمرده ، گفت منش تن پيچيده وانهادم ، امام عليه السّلام برخاست و بر سر آن مادر رفت و ناگاه نشسته بود ، بغلام فرمود : نزد مادرت برو و هر خوراكى خواهد به او بده ، غلام گفت : اى مادر چه ميخواهى گفت : كشمش پخته به او فرمود : ظرفى پر و شيرين از كشمش برايش بياور و آورد و از آن به اندازه نياز خورد . 10 - در محاسن : ( 401 ) بسندش از ابى بصير كه امام ششم عليه السّلام از غذاى كشمش دار خوشش مىآمد . 11 - در كافى ( 6 / 421 ) بسندش از على بن جعفر گفت از برادرش موسى عليه السّلام پرسيدم از كشمش كه ميشايد پخته شود تا مزه‌اش درآيد ، و آنگه اين آب گرفته شود و پخته شود تا دو ثلثش برود يك سومش بماند وانگه بردارند و آن را بنوشند تا يك سال فرمود : باكى ندارد . 12 - و از همان ( 6 / 425 ) بسندش از عمار بن موسى ساباطى كه امام ششم عليه السّلام برايم وصف كرد كه پخته را چگونه پزند تا حلال شود فرمود : يك ربع كشمش ميگيرى و پاكيزه ميكنى و 12 رطل ( در حدود 6 كيلو ) آب بر آن ميريزى و آن را خيس ميكنى و اگر تابستان باشد و بترسى كه جوش آيد آن را كمى در تنور گرم ميگذارى باندازه‌اى كه جوش نيايد وانگه همه آب آن را