آبش را ميگيرى و بر آب شب مانده سابق ميريزى و همه را در يك ظرف ميريزى و بر آتش مينهى تا دو سوّمش برود و يك سوّمش بماند بر روى آتش و زعفران براى خوشبوئى اگر خواهى بر آن ميريزى يا اندكى زنجبيل ، فرمود : براى اندازهگيرى پختش آن را سه بخش ميكنى و پيمانه ميكنى تا بدانى چه اندازه است و يك بخش را در ديك ميريزى و نشانه ميگذارى كه آب تا كجا ميرسد و آنگه يك سوّم ديگر را بريز و نشانه گذار تا كجا ميرسيد آنگه يك سوم اخير را بريز كه تا كجا ميرسد و آنگه آتش زيرش بيفروز آتشى نرم تا دو سوم آن برود و يك سوم بماند ( و در روايت اسماعيل بن فضل هاشمى كه به امام ششم عليه السّلام شكوه كرد از قرقر شكم و ناگوارى غذا فرمودش چرا نبيذى نسازى كه ما مينوشيم و غذا را گوارا مىكند و قرقر شكم و باد را ميبرد گويد : به آن حضرت گفتم : قربانت آن را برايم شرح بده فرمود : يك صاع ( در حدود 3 كيلو ) كشمش بگير و خوب پاك و دانه و آشغالش را بگير و آنگه خوبش با آب بشو و آنگه در هموزنش آب يا آنچه از آب آن را فرا گيرد در زمستان تا سه شبانه روز و در تابستان يك شبانه روز آن را خيس كن .
و پس از آن آن را تصفيه كن و صافيش را در ظرفى بريز و با چوبى اندازه كن و آرام آن را بپز تا دو سوم آن برود و يك سوم آن بماند و آنگه نيم رطل عسل بر آن بريز و اندازه آن را در ديك نشانه كن و آن را بجوشان تا اندازه عسل برود و آنگه زنجبيل و خولنجان و دارچينى و زعفران و قرنفل و مصطكى بگير و بكوب و از پارچه در كن و بر آن بريز و بجوشان و آن را فرود آر و چون سرد شد تصفيه كن و با چاشت و شامت از آن بخور ، گويد چنين كردم و دردى كه داشتم خوب شد و آن نوشابه ايست كه بماندن دگرگون نشود .
بيان : در قاموس گفته : مصطكا كالوك رومى سفيد است و براى معده و مقعد و رودهها و كبد و سرفه مزمن خوبست ، اينكه فرمود : با غذايت بخور ، يعنى پس از چاشت و شام كه خوردى . . .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 273
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧٣