تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
اين مثل براى زهد مؤمن است در باره دنيا و حرص كافر در آن و منظور خصوص خوردن غذا نيست بلكه هر گونه دنياطلبى است ، و اين وجه نزديك است بدان چه ما گفتيم در آغاز سخن ، و گفتند اين سخن در باره يك شخص صادر شده كه در حال كفرش پر مىخورد و چون مسلمان شد كمخور شد و او عمر بن معديكرب زبيديست و ابو عبيد در تاريخ خود گفته بنظرم مقصود او با نضره غفارى است كه نامش حميل بضم حاء بىنقطه است و هر كه حميل يا جميل با جيم گفته غلط گفته و خدا داناتر است و مؤيد اينكه مقصود پر رغبتى در دنيا است اينست كه ميگويند فلانى اين شهر يا اين ولايت را خورده با اينكه بسا لقمه‌اى هم از غذايش نخورد و همان تصرف در آن دارد و تعبير به خوردن مجاز است در اين موارد ، گويند فلانى هزار اشرفى را خورد و شايد هيچ از آن نخورده بلكه آن را بخشيده و يا در جز خوراك خرج كرده و غرض از خوردن مذمت او است ندانى كه امير المؤمنين عليه السّلام فرموده : البته بر شما مسلط كند غلام ثقيف را كه دامن كش و پرآرزو است سبزه شما را يك جا بخورد و پيه شما را آب كند ، و در باره ديگرى فرموده : هلا كه پس از من بر شما مردى غلبه كند گلو گشاده و شكم گنده و كون گشاد بخورد هر چه يابد ، همه اينها تعبير از رغبت است ، و گفتند : رغبت شوم است و اين سخن آگهى او است كه مؤمن را دين و ترس از خدا و از دنياپرستى بازدارد و فائده حديث وادارى بروگردانى از دنيا و افتادن در دامهاى آنست و راوى حديث جابر است و ابن عمر - پايان - و در نهايه گفته : اين مثل را زده براى مؤمن و زهدش در دنيا و براى كافر و حرصش بر دنيا و مقصود پرخورى نيست در برابر وسعت‌طلبى و از اين رو گفتند : رغبت شوم است زيرا داراى خود را بدوزخ اندازد و بقولى وادارى مؤمن است بر كمخورى و دورى از عواقب سيرى كه سخت دلى و شهوتست و كافر را بپرخورى وصف كرده و اين سخت‌گيرى و تأكيد بر مؤمن است نسبت بوظيفه‌اش ، و بقولى در باره شخص خاصى است كه پر خور بوده و چون مسلمان شده كمخور شده . . - پايان - در فتح البارى پس از بيان برخى از آنچه گذشت گفته : بلكه ظاهر كلام مقصود است