و در تفسير آن چند قول است .
1 - در باره شخص خاصّى است كه كلام بدان اشاره دارد و مؤيد آنست روايت طبرانى بسند خوبى كه پندارد از ابن عمر نقل شده : هفت مرد نزد پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم آمدند و هر كدام از صحابه مردى را برگرفتند و پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله هم مردى را و به او فرمود : نامت چيست ؟ گفت ابو غزوان و هفت گوسفند را برايش دوشيد و همه شيرشان را نوشيد و پيغمبرش فرمود : اى ابو غزوان ميخواهى مسلمان شوى ؟ گفت آرى ، مسلمان شد و پيغمبر دست به سينه او كشيد و بامداد يك گوسفند براش دوشيد و شير آن را تمامى ننوشيد ، فرمود : اى ابو غزوان تو را چه شده گفت : بدان كه تو را براستى فرستاده سيراب شدم فرمودش ديروز هفت روده داشتى و امروز تنها يك روده دارى وانگه اين تعبير عمومى شده .
( ) 2 - اين تعبير روى حقيقت شماره نيست و نظير بغالب دارد چنانچه فرموده « و دريا مدادش باشد و بدنبالش هفت دريا باشد ، 27 - لقمان » و منظور اينست كه شأن مؤمن كمخوريست چون در كار عبادت است و اشاره دارد كه مقصود شارع از خوردن سد رمق و توان بر عبادتست و ترس از حساب هم دارد ، ولى كافر بر خلاف همه اينها است و پابند مقصود شرع نيست و پيرو دلخواه است و مهار گسيخته است و ترسى از عواقب حرام ندارد ، و چون خوراك مؤمن را با كافر بسنجند يك هفتم مىشود و اين نبايد بر هر فرد مؤمن و كافر درست درآيد بلكه نوعيت دارد و بسا يك مؤمن بعبادت خود و يا بعارضه پرخور باشد برأى پزشكان ، و بسا در كفار كمخور باشد به قصد رياضت چون راهبان يا بعارضه بيمارى چون ضعف معده .
طيّبى گفته : خلاصه گفتار اينست كه شأن مؤمن رغبت بزهد است و قناعت به اندازه گذران بخلاف كافر و اگر مؤمن يا كافرى بر خلاف يافت شود اعتراضى بحديث نباشد .
3 - مقصود از مؤمن در اين حديث مؤمن كامل است چون مسلمان خوش عقيده كه ايمانش كامل است بمرگ و دنباله آن پردازد ، و ترس و انديشه و
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 130
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٠