خدا خوارشان كند .
و از همان : بسندش تا اينكه آرد را براى نان على نمىبيختند و ميفرمود :
( تا آخر خبر پيش را آورده ) .
در محاسن ( حديث شماره 18 باب سركه را آورده كه از ابن بزيع است ) .
7 - در محاسن ( 440 ) بسندش از ثمالى كه نزد امام چهارم رفتم تشكى خواست و بر آن نشستم و سفرهاى آوردند كه هرگز مانندش را نديده بودم ، فرمود : بخور گفتم : قربانت شما را چيست كه نميخوريد ؟ فرمود : من روزهام ، و چون شب شد سركه و زيت آوردند و با آن افطار كرد و از آن خوراكى كه براى من آوردند چيزى برايش نياوردند .
8 - در مكارم : ابن خولى براى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله ظرفى از عسل و شير آورد و نخورد و فرمود : دو نوشيد نيست در يك نوش و دو ظرف در يك ظرف و از آن نخورد و فرمود : حرامش نكنم ولى از فخر و بازرسى بفضول دنيا در فرداى قيامت بدم آيد و تواضع را دوست دارم زيرا هر كه براى خدا تواضع كند خدا او را بالا برد ( 33 ) .
9 - در كتاب الزهد : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شب پنجشنبه در مسجد قبا افطار كرد و فرمود شربتى هست ؟ و اوس بن خوله انصارى قدحى شير صاف كرده با عسل آورد و چونش بلب نهاد دورش كرد و فرمود : دو نوشابه است يكى بس است منش ننوشم و حرام نكنم ولى براى خدا فروتنى كنم كه هر كه براى خدا فروتنى كند خدايش بالا برد و هر كه تكبر كند خدايش پست كند و هر كه در زندگى ميانهروى كند خدايش روزى دهد و هر كه تبذير كند خدايش محروم كند و هر كه پر ذكر خدا گويد خدايش دوست دارد .
10 - در دعائم : ( حديث 9 را آورده ) و افزوده ، سپس گفته : اين تواضع از رسول خدا دانسته شده چنانچه خودش فرموده نه اينكه خدا عزّ و جلّ چيزى از روزيهاى پاكيزه را حرام كرده باشد ، خدا جلّ ذكر فرموده : « بگو : كه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 127
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٧