ششم عليه السّلام ميفرمود : هر كه در زمينى گندمى بكارد و زكات زراعتش را ندهد يا زراعتش بسيار جو آرد بواسطه ستمكارى در مالك شدن آن زمين يا ستم بكشت كار و كارگرانش همانست كه خدا ميفرمايد :
« به ستم آنان كه يهودى بودند حرام كرديم بر آنها خوراكهاى پاكيزه كه براشان حلال بود ، 159 - النساء » يعنى گوشت شتر و گاو و گوسفند ، و فرمود :
راستش اسرائيل چون گوشت گاو مىخورد درد پهلويش به جوش مىآمد و گوشت شتر را بر خود حرام كرد ، و آن پيش از نزول تورات بود ، و چون تورات نازل شد آن را حرام نكرد و او هم از آن نخورد .
بيان : گواه آوردن به آيه براى اينست كه چون بنى اسرائيل گناه كار شدند خدا برخى از آنچه برشان حلال بود حرام كرد ، و چون در اين امت مسخ نيست چيزى بر آنها حرام نشد ولى از غذاهاى خوب محروم شدند و بركت از آنها رفت ، و بنا بر قول كسى كه گفته : خدا آنها را بر آنان حرام نكرد و خود بر خود حرام كردند ، مقصود اينست كه از آنها سلب توفيق شد تا آنها را بر خود حرام كردند و از طيبات محروم شدند ، و استشهاد به آيه روشنتر است .
20 - عياشى بسندى تا على عليه السّلام كه پرسش شد از خوردن گوشت فيل و خرس و ميمون ، فرمود : اينها از چهارپايانى نيستند كه خوردنى باشند ( تفسير عياشى ج 1 ص 290 ) .
21 - و از همان ( ص 380 ) : از ايوب بن نوح بن درّاج كه از امام دهم عليه السّلام پرسيدم از گاوميش و به او اعلام كردم كه اهل عراق گويند مسخ شده ، فرمود : آيا نشنيدى قول خدا را « و از شتر دو تا و از گاو دو تا » .
و پس از آمدنم از خراسان نوشتم بابى الحسن عليه السّلام و از آنچه ايوب در باره گاوميش باز گفته بود پرسيدم ، در پاسخ نگاشت همانست كه به تو گفته .
بيان : ظاهرش اينست كه دو تا از گاو مقصود گاوميش است و گاو معمولى و اين تفسير را در سخن مفسران نديدم و بسا مقصود اينست كه خدا گاو خانگى و وحشى يا
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 74
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٤