تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
12 - در علل : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه از پدرم پرسيدند از گوشت خران خانگى ، فرمود : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از خوردن آن نهى كرد زيرا آن روز باركش مردم بودند و همانا حرام آنست كه خدا در قرآنش حرام كرده . 13 - در عيون و علل : بسندش از محمّد بن سنان كه امام هشتم عليه السّلام به او نوشت : مكروه است خوردن گوشت استران و خران خانگى براى نياز مردم به پشت آنها و كار كرد آنها و نگرانى از نابود شدن آنها نه براى بدى خلقت و خوراك آنها . 14 - در علل - 2 : 349 - : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه مخور جرّيث و مار - ماهى و ماهى مرده روى آب و نه اربيان و نه سپرز كه خانه خونست و جويده شيطان . بيان : جريث يكنوع ماهى است و گفتند همان جرى است و اين هر دو با مار - ماهى يكنوع ماهى بىپولكند ، دميرى گفته جريث براء بىنقطه و ثاء سه نقطه يك نوع ماهى است شبيه مار و آن را جرى بكسر و تشديد هم گويند كه مانند مار است و به فارسى آن را مارماهى گويند و ظاهر خبر جدا بودن جريث و مارماهيج است كه معرب مارماهى است و بسا كه عطف تفسيرى باشد - پايان - و ظاهر برخى اصحاب هم جدا بودن آنها است از هم ، اربيان يك نوع ماهى است مانند كرم چنانچه فيروزآبادى گفته : و من گويم : مشهور آنست كه حلال است و فلس دارد و مردم بحرين آن را بخورند و برايش خواص بسيارى ذكر كنند ، دميرى گفته : اربيان ماهى بسيار خرد سرخى است و خواصى برايش آورده . و علامه - ره - در تحرير گفته : جايز است خوردن اربيان بكسر الف و آن مانند كرم سفيد است و چون ملخ . پايان - و بسا كه خبر حمل بر كراهت شود ، مضغه يك لقمه گوشت است ، و آن را بابليس نسبت داده چون ابراهيم عليه السّلام آن را بوى بخشيده چنانچه بيايد ان شاء اللَّه . 15 - در عيون - ج 1 ص 243 - و در علل : بسندش در حديث پرسشهاى شامى از امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود : از خوردن جغد و پرستو نهى شده . 16 - در محاسن - 473 - : بسندى تا امام پنجم عليه السّلام كه پرسش شد از گوشت