تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
سپس تند برفت و من بجا ماندم برخى گفتند : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم گوشت خران را بر ما حرام كرد ، و برخى گفتند : نه هرگز همانا ديگهاى شما را ريخت تا بدان عادت نكنيد و پاكشان خود را بكشيد ، ابو سعيد گفت : بدنبال رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم آمدم و فرمود : اى ابو سعيد بلال را بگو بيايد ، و چون نزد او آمد فرمودش اى بلال بالاى كوه ابو قبيس برو و جار بزن كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم جرى و سوسمار و خران خانگى را حرام كرد هلا از خدا بترسيد و نخوريد از ماهى جز آنچه فلس دارد و پولك زيرا خداى تبارك و تعالى هفتصد امت را مسخ كرد كه وصيان پس از پيغمبران را نافرمانى كردند و چهار صد آنها به خشكى گرائيدند و سيصد آنها به دريا افتادند و آنگاه اين آيه را خواند : « و ساختيم آنها را مايه راستانگوئى و دريديم آنها را چه دريدن بدترى - 19 - النساء » . توضيح : آن را تشبيه به نيزه كرده چون خدا بدان بلا را از عرب برگرداند در نهايه گفته : بسادات جماجم گويند و بدين معنى است حديث عمر « برو بكوفه كه جمجمهء عرب در آنست » يعنى سادات عرب چون جمجمه سر است و اشرف اعضاء است . . و گفته در حديث است كه سلطان ظل اللَّه است و نيزه خداست در اين كلمه دو نوع حق رعيت را بر والى گنجانيده ، يكى انتقام گرفتن براى مظلوم از ظالم و كمك بستمديده و ديگرى ترساندن دشمن تا از آهنگ رعيت بازماند و از آزار آنها بوجود سلطان در امان باشند از شرّ ، و عرب نيزه را كنايه از دفع و بازداشتن آورد ، در قاموس است كه ذو طوى جاييست نزديك مكه و در نهايه گفته : با ضمّ طاء و واو خفيفه جاييست بر در مكه كه خوبست هر كه در آن درآيد بدان جا غسل كند پايان . جرّى ماهى بىپولك است
« فَجَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ
» آيه در داستان قوم سبا است يعنى طورى شدند كه مردم از آنها سخت در شگفت ماندند و ضرب المثل شدند كه « تفرّقوا ايدى سبا » «
وَ مَزَّقْناهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ
» يعنى آنها را بنهايت پراكنديم تا غسّانشان بشام افتاد و انمار بيثرب و جذام بتهامه و ازدبعمان ، و شايد تحريم خران بمعنى كراهت شديده است يا حرام شدند و حكم نسخ شده .