گفت : هر پرنده نيشدار و پرنده چنگالدار حرام است ، و هر پرنده چينهدار حلال است .
و ضابطه ديگرى در فرق ميانه پرنده حلال و حرام گفته او است « بخور هر چه در پرواز بال زند و مخور هر چه بال نزند » و خرگوش حرام است چون مانند گربه است و چنگالى چون او دارد و مانند وحشيان درنده است و چون آنها است در پليدى خود و براى آنكه چون زنان خون بيند چون مسخ شده .
در عيون بسندهاى پيش از ابن سنان مانندش را آورده .
توضيح : مقصود اينست كه چون علت حرمت آنها در بدن جانداران و خوردن گوشت آنها است خدا ميان آنها و جز آنها فرق نهاده بنشانه نيش و چنگال ، و همچنين چينهدان نشانه دانه خواريست نه گوشتخوارى زيرا هر چه گوشت مىخورد مانند آدمى معده دارد و اينكه فرمود : علت ديگر بسا كه بيان قاعده ديگريست كه در ضمن آن را بيان كرده و مقصود از واژه علت قاعده است يا مقصود اينست كه صاف پروازى هم از نشانههاى درندگى است چنانچه ظاهر كلام است ، و بسا كه « و علت ديگر » از كلام ابن سنان باشد ولى بعيد است ، و اينكه فرمود : « و ما يكون منها » گويا بيان علت ديگريست براى حرمت و بسا كه موصول مبتداست و لانّها مسخ ، خبر و بازهم علت ديگرى است براى حرمت .
4 - در قرب الاسناد - 117 - بسندى از على بن جعفر از برادرش عليه السّلام كه او را پرسيدم از گوشت خرهاى اهلى و خانگى كه خورده شوند ؟ فرمود : رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از آن نهى كرد و همانا غدقنش براى آن بود كه ابزار كار آنها بودند و نخواست آنها را نابود كنند ، در كتاب مسائل مانندش آمده .
بيان : معروف ميان اصحاب تا بسا اجماع باشد اينست كه گوشت اسب و استر و خر خانگى همه حلالند و ابو صلاح استر را حرام دانسته و اشهر اقوى است براى عموم آيات و خصوص اخبار و پس از اتفاق بر كراهت همه ، در مكروهتر آنها اختلاف است گفتند ، استر است و گفتند كه خر است و گويا اقرب همان آخريست .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 68
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٦٨