باب سوم در پرندهها و جانوران حلال و غير حلال
1 - در خصال - ج 1 ص 139 - بسندش از سلمه كنيز فروش كه مردى از ياران ما از من خواست كه در خرمنگاهش باشم و آن را نگهدارى كنم ، و در كنارم ديرى بود و نيم روز وضوء ميگرفتم و نماز ميخواندم ، آن ديرنشين روزى مرا فرياد كرد و گفت : اين نماز چيست كه تو ميخوانى ؟ من كسى نديدم آن را بخواند گفتم از زاده رسول خدا آن را فرا گرفتم ، گفت : او عالم است ؟ گفتم آرى ، گفت :
سه چيز از او بپرس : كدام تخمها حرامند ، كدام ماهى حرامست ، چه پرندهاى حرام است ؟ گفت : همان سال به حج رفتم ، و نزد امام ششم درآمدم و گفتم : مردى از من خواسته كه سه مسأله از شما بپرسم گفت آنها چيستند ؟ و به او گزارش دادم ، فرمود : تخم حرام هر آن تخمى است كه سر و تهش را ندانى آن را مخور ، ماهى حرام آنچه فلس ندارد مخورش ، پرنده حرام آنچه چينهدان ندارد مخورش ، گفت ؟
از مكه برگشتم و عمدا نزد آن ديرنشين رفتم و به او گزارش دادم ، گفت به خدا او پيغمبر است يا وصى پيغمبر .
صدوق - ره - گفته : از مرغابيها هر چه چينهدان يا سيخك پا دارند خوردنيند و از مرغان خشكى هر كدام پر زدنش در پرواز بيش از صاف پريدن باشد خوردنيست ، و اگر صاف پريدنش پيش از پر زدنش باشد خوردنى نيست .
بيان : ميان فقهاء اصحاب معروف است كه تخم پرنده در حلال و حرامى تابع خود آنند و در صورت اشتباه هر كدام را دو طرف نابرابر است خوردنيست و اگر برابرند خوردنى نيست ، و اخبار بسيارى بر آن دلالت دارد و حكم ماهى به زودى بيايد ان شاء اللَّه .
جوهرى گفته : قانصه پرنده بجاى شكمبه جانوران ديگر است و از حديث