تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
و در باب ج با ف گفته : از آنست حديث « كى حلال شود براى ما مردار ؟ فرمود : آنگاه كه لم تجتفئوا بقلا » يعنى سبزى را از بن نكنيد و آن را بيندازيد از « جفأت القدر » يعنى كف و چرك روى ديك را بدور افكندم ، و در باب خ و ف گفته : « او تختفوا بقلا » يعنى سبزى را آشكار كنيد چون اختفاء بمعنى اظهار است و اخفاء بمعنى نهانكردن . طيبى گفته : « تحتفوا بها » يعنى تا زمين را خوب وانرسيد آنگاه بمردار بچسبد و مقصود اينست كه هر سه چيز بايد نباشند تا مردار حلال گردد تا زمانى كه يكى از اين سه چيز نباشد . و در برخى نسخه‌هاى فقيه بجاى « او » واو آمده و نيازى بتكلف ندارد ، و بنا بر اينكه با حاء بىنقطه باشد مىشود كنايه از نبودن سبزى باشد و ريشه كن كردن آن كه در عرف ما آن را ضرب المثل نابودى آرند و بسا در عرف آنان همچنين بوده ، و در برخى نسخ تهذيب « تحتقبوا » با حاء بىنقطه و قاف و باء يك نقطه است و مقصود پس‌انداز است يعنى تا گياهى پس‌انداز نكرديد . در قاموس گفته : زلم با حركت لام تير بىپيكانست و نامها كه در روايت آمده بر خلاف ترتيب مشهور است و شايد تشويش از راوى باشد و بسا كه منظور امام تعليم آن نامها نباشد و همان اشاره اجمالى به كار آنها بوده و مىشود كه در آن تعهد كرده تا آموختن روش قمار نباشد گرچه مىشود حديث را دليل جواز تعليم و تعلم روش قمار دانست براى جز عمل بقمار ، جوهرى گفته چوبه تيرهاى قمار ده بودند بدين ترتيب 1 - فذ 2 - توام 3 - رقيب 4 - حلس 5 - نافس 6 - مسبل 7 - معلّى و سه بىبهره سفيح و منيح و وغدند پايان با اينكه در اين ترتيب ميان اهل لغت اختلاف است ، فيروزآبادى گفته : مسبل چون محسن ششم يا پنجم از چوبه تيرهاى قمار است . 20 - در تحف العقول - 337 - در خبرى طولانى از امام صادق عليه السّلام كه فرمود : آنچه خوردنش براى آدمى از آنچه از زمين برآيد حلال است سه رسته از