ميشدند و يك شتر ميخريدند و با ده چوبه تير تقسيم بندى ميكردند كه هفت آنها بهره داشت و سه آنها بىبهره بودند نام آنها كه بهره داشتند فذ ، توام ، نافس ، حلس مسبل ، معلّى و رقيب بود و نام بىبهرهها ، سفيح ، منيح ، و وغد بود ، و با ده تير قرعه ميزدند و هر كس تير بىبهره بنامش درمىآمد يك سوم پول شتر را بايد بدهد و قرعه را ادامه ميدادند تا صاحبان سه تير بىبهره درآيند و پول شتر را از آنها ميگرفتند و آن را ميكشتند و آن هفت تن كه پولى نداده بودند ميخوردند و به آن سه تن كه پولى داده بودند چيزى نميدادند ، و چون اسلام آمد خدا آن را حرام كرد در آنچه حرام كرد و فرمود «
وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ
» يعنى اين حرام است .
بيانيست : مخمصه يعنى قحطى و گرسنگى ، اينكه فرمود : ما لم تصطبحوا :
اين خبر را عامه هم بنقل ابى واقد از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم روايت كردند و در تفسيرش اختلاف دارند .
در نهايه گفته : در حديث است كه پرسش شد كه كى مردار براى ما حلال است ؟ فرمود : « ما لم تصطبحوا أو تغتبقوا أو تحتفئوا بها بقلا » اصطباح در اينجا چاشت خوردنست ، و غبوق شام خوردن و اصل آنها نوشيدن در بام و شام است و آنگه در خوردن به كار رفتند ، يعنى نميتوانيد آنها را با خوردن مردار جمع كنيد ، ازهرى گفته : اين تفسير را از عبيده غلط گرفتند و گفتند : مقصود اينست كه چون براى چاشت و شام چيزى نداريد كه بخوريد يا بنوشيد و سبزى و گياه هم نيابيد كه بخوريد مردار براى شما حلال است و گفته : اين تفسير درست است .
و در باب حاء با فاء از ابو سعيد ضرير آورده كه درست « ما لم تحتفوا بها » است بىهمزه از احفاء شعر يعنى آراستن مو و كسى كه با همزه گفته از ماده حفأ است كه بررىّ است و آن نادرست است زيرا كه بررى از سبزيها نيست و ابو عبيده گفته :
حفأ ريشه بررى سفيدتر است و گاهى خورده شود ، ميفرمايد مادامى كه آن را نكنيد و بخوريد و رفع ضرورت كنيد ، و روايت شده « ما لم تحتفوا » با فاء تشديددار بمعنى گرفتن چيزى يك جا چنانچه زن موى خود را از چهره كنار زند .