تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
و شهيد ثانى - قد - گفته : اصل در حلال الاكل و حرامش اينست كه بشرع رجوع شود و هر چه را مباح كرده مباح است و هر چه را منع كرده حرام ، و هر چه در شرع ذكر نشده مرجع عادت عربست : آنچه را پاكيزه دانند حلال است و آنچه را نفرت دارند حرام ، و بآيات گذشته استدلال كرده كه سخن در باره آنها گذشت محقق اردبيلى طاب ثراه گفته دليل عقل و نقل موافقند كه خوردن هر چيز بىزيانى حلال است ، زيرا بيان شد كه حكم عقل مباح بودن هر خوراك بىزيانيست جز آنچه را دليل خارج كرده و آيات شريفه هم در اين باره بسيارند چون «
خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
- 29 - البقره »
« وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً
، 88 - المائده » كه حلال و طيب تاكيدند نه قيد و آن ظاهر است ، اخبار هم بدين معنا بسيارند و اجماع هم محقق و همه چيز به حكم عقل و نقل از كتاب و سنت و اجماع بر اباحه است جز آنچه نصّ بر حرمت دارد بطور عموم چون « و حرام است بر شما خبائث 157 - الاعراف » و هر چه دانسته شود كه خبيث است حرام است ولى معنى خبيث مبهم است زيرا شرع آن را شرح نداده و معنى لغوى هم مقصود نيست و عرف هم يك نواخت نيست ، و مىشود گفت مقصود عرف ميانه مردم و بيشتر آنها است در حال اختيار مانند مردم شهر و ده نه بيابان گردان كه چيزى نزد آنها نفرت انگيز نيست بلكه هر خوردنى را پاكيزه شمارند و اعتماد بدانها نشايد . و يا بطور خصوص چون
« حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ »
3 - المائده تا آخر آيه ، و خلاصه ظاهر حلال بودنست تا دانسته شود كه حرام است براى اينكه خبيثه است يا جز آن براى آنچه گذشت و براى صحيحه ابن سنان و مؤيد آنست حصر حرامها چنانچه فرمود « بگو نيابم تا آخر آيه 145 - الانعام » و آنچه بىترديد فهميده شود همان حلال بودن است تا دليل حرمت نباشد تا برسد به حيوان ذبح شده و اعضاء مردار كه هر چه دانسته شود كه مردار است يا نامشروع سر بريده شده نيز حرام است جز آنچه استثناء شده و اما مشتبه و مجهول الحال است جز آنچه استثناء شده ظاهر سخن فقهاء حرمت است نيز ولى مورد تامّلى است كه بدان اشاره شد ، اين قاعده كلّى