روشنتر است ، و گفتند : آيه دلالت دارد بر حلال بودن اين چيزها در شرع ما و گر نه اختصاص حرمت آنها به يهود معنا ندارد ، هم دلالت بر تخصيص بيهوده دارد فرموده خدا « اين سزاى ستمكاريهاى آنها است كه بدانها داديم » بكمك قرينههاى ديگر كه نهان نيستند .
« وَ إِنَّا لَصادِقُونَ »
در مجمع است - 4 : 279 - يعنى راستگوئيم در اخبار از تحريم و از ستمكارى آنها و در هر چيز و در اينكه اين تحريم كيفر پيشينيان آنها بود و مصلحت كسانى كه بعد از آنهايند تا وقت نسخ .
«
وَ لَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ
» گفتند : - ره - يعنى شما را توانا كرديم بر تصرف در زمين و آن را بشما داديم و پايگاه شما نموديم « و براى شما در آن وسيله زندگانى ساختيم » از انواع روزى و هر گونه نعمت و بهره ، و گفتند : منظور كسب و قدرت بر آن و ابراز آنست و شما كم قدر دانيد و شكر كنيد .
« بخوريد و بنوشيد » فرمانى است به منظور اباحه براى همه مباحات « و اسراف نكنيد » بدست اندازى به حرام ، مجاهد گفته : اگر مانند كوه احد صرف در طاعت كنى مسرف نباشى ، و صرف يكدرهم پول يا يك مدّ گندم در نافرمانى خدا اسراف است ، و گفتند : يعنى بىاندازه نخوريد و ننوشيد ، و حكايت است كه رشيد پزشك نصرانى استادى داشت و روزى بعلى بن حسين بن واقد گفت : در قرآن شما چيزى از علم پزشكى نيست با اينكه دانش دو تا است دانش دين و دانش تن ، على به او گفت : خدا همه پزشكى را در نيم آيه قرآنش فراهم آورده كه فرموده :
« بخوريد و بنوشيد و اسراف نكنيد » و پيغمبر ما صلّى اللَّه عليه و آله و سلم همه طبّ را در فرموده خود آورده كه : معده خانه درد است و پرهيز سره هر دارو و بهر تنى بده آنچه را بدانش عادت دادى ، پزشك نصرانى گفت : قرآن شما و پيغمبر شما براى جالينوس طبى وانگذاشتند .
و گفتند : مقصود اينست كه حرام نخوريد و حلال را بروش حرام نخوريد خوردن حرام گرچه اندكى باشد اسراف است و خوردن بىاندازه حلال كه