تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
«
إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ
» يعنى بيچاره شويد به حرام كه در حال ضرورت بشما حلال باشد ، و بسيارى مردم گمراه شوند به حلال شمردن حرام و بر عكس بدلخواه خود و ندانسته ، و خدا داناتر است بدانها كه از حق بباطل و از حلال به حرام تجاوز كنند . گويم : دلالت دارد كه اصل در خوردنيها خصوص ذبايح حلال بودنست و حكم بحرمت روا نباشد جز با دليل و باينكه حرام در ضرورت حلال شود هر ضرورت كه باشد . «
هُوَ الَّذِي أَنْشَأَ
» يعنى او است كه آفريد و آغاز كرد بىنمونه باغها كه در آنها درختان گوناگونست كه ستون بندى دارند و يا دوره آنها رده‌بنديست مانند ديوار و يا خودرو و در بيابان و كوهند از هر نوع درخت از ابن عباس است و يا اينكه خود بر پا هستند و نيازى به چوب بست ندارند . و نخل و زرع آفريد با مزه و ميوه گوناگون ، برخى رنگ و مزه و بو و صورت گوناگون دارند و برخى در دو صورتند و يك مزه دارند و برخى يك صورت و در مزه مختلف ، همه اينها دلالت دارند بر يگانگى او و توانائى او بر هر چيز ، و زيتون و انار آفريد مانند هم در مزه و رنگ و صورت و نامانند در ميوه ، و زيتون را با انار آورد كه مانند همند در اينكه برگشان در شاخه درونست ، و مباح است از آنها بخوريد ، جبائى و جمعى گفتند دلالت دارد بر جواز خوردن از ميوه آنها و گرچه حق فقراء در آنها باشد - پايان ( مجمع البيان 4 : 374 ) . گويم : ضمير - ثمره - به همه آنچه ذكر شده برگردد و دليل است بر مباح بودن همه خصوص كه در مقام امتنانست . «
وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ
» گفتند حقى كه بايد روز درو داد زكاتست ، و در اخبار ما است كه جز زكاتست ، و در جاى خود بيايد ان شاء اللَّه « و اسراف نكنيد » در دادن و صدقه يا در خوردن پيش از درو و يا مطلقا ، و گفتند : يعنى در گناه خرج نكنيد ، و تفسير آيه‌هاى ديگر در باب - انعام - گذشت تا فرموده او .
« قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ
» يعنى خوردنى حرام