تا آخر - » گفتيم و گويا بدين معنا اشارت دارد آنچه امير المؤمنين عليه السّلام در نامه خود باهل مصر نوشته « بدانيد اى بندههاى خدا كه پرهيزكاران خير دنيا و آخرت را بدست آوردند با دنياداران در دنياشان شريكند و آنان در آخرت با اهل آخرت شركت ندارند . مباح كرده خدا براشان در دنيا آنچه آنها را بس است و بىنياز كند ، خدا عزّ اسمه فرموده : « بگو چه كس حرام كرده زيور خدا را - تا آخر آيه » .
رازى گفته : آنها در دنيا از مؤمنانند و خاص آنها نيستند چون مشركان با آنها شريكند و روز قيامت خاص آنها باشند و كسى شريك آنها نباشد ، اگر گويند : چرا نفرمود از آن مؤمنانند و ديگران ؟ گوئيم براى آنكه آگهى دهد كه در اصل براى مؤمن آفريده شدند و كفار تبع آنها شدند چنانچه فرمود « هر كه كافر شود بهره اندكى به دو دهم وانگه به عذاب دوزخش كشانم ، 126 - البقره » سپس گفته : نافع خالصة را مرفوع خواند و ديگران منصوب . . .
كلينى در ( 1 : 409 - اصول كافى ) بسندش از يونس بن ظبيان يا معلى بن خنيس آورده كه به امام ششم عليه السّلام گفتم : شما را از اين زمين چه بهرهايست ؟ لبخندى زد و فرمود : خداى تعالى جبرئيل را فرستاد و فرمانش داد با انگشت بزرگ پايش هشت نهر در زمين بكند چون سيحان و جيحون كه نهر بلخ است و خشوع كه نهر شوش است و مهران كه نهر هند است و نيل كه نهر مصر است و دجله و فرات آنچه را آب دهند يا آب از آنها گيرند همه از آن ما است و هر چه از آن ما است از شيعه ما است و دشمن ما را از آن بهره نيست جز آنچه به زور برد ، و راستى دولت ما در مقامى است پهنتر از ميان اين و اين يعنى آسمان و زمين سپس اين آيه را خواند « بگو آنها از آن مؤمنانند در دنيا » و زوربران « ويژه آنها است روز قيامت » بىزوربرى .
سپس طبرسى - ره - گفته : اين آيه دلالت دارد بر جواز پوشيدن جامههاى فاخر و خوردن از طيبات حلال و عياشى بسندش روايت كرده كه امام چهارم عبائى به 50 اشرفى طلا ميخريد و چون تابستان ميشد آن را صدقه ميداد و باكى بدان نميديد ، و ميفرمود «
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ
» تا آخر آيه .