با اينكه ممكنست و مانعى ندارد كه شرط يكم از گذشته باشد و دوم از حال و سوّم از آينده ، و چون گويند متكلمان واسطه ميان گذشته و آينده ندانند زيرا كار شده گذشته و كار نشده آينده است و سوّمى در ميان نيست و سه حالت در زبان نحويانست پاسخش اينست كه واسطه ميان وجود و عدم نيست ولى موجود در زمان نزديكتر را مانعى ندارد حال گوئيم و آن را از گذشته دور و آينده چشم براهش جدا سازيم - پايان - ( 3 : 240 مجمع ) يك محققى گفته : ايمان طبق اخبار بسيار درجاتى دارد ، آغاز درجات ايمان تصديقات آميخته به شك و شبهه است كه مراتبى دارند و بسا همراه شرك باشند « و ايمان ندارند بيشترشان به خدا جز اينكه مشركند » . 106 - « يوسف » و آنها را بيشتر اسلام گويند « اعراب گفتند ايمان آورديم بگو ايمان نداريد ولى بگوئيد مسلمان شديم و هنوز ايمان در دلتان در نيامده ، 14 - الحجرات » و درجات ميانه آن تصديقها است كه شبهه ندارند و آلوده به شك نيستند « آنان كه گرويدند به خدا و رسولش و سپس شك نياوردند ، 15 - الحجرات » و بيشتر ايمان بدانها گفته شده « همانا مؤمنان آنانند كه چون ذكر خدا شود دلشان بترسد و چون خوانده شود بدانها آياتش ايمانشان را فزايد و به پروردگارشان توكل مىكنند - 3 - الانفال » .
و درجات نهائى آن تصديقاتى است پاك بهمراه كشف و شهود و ذوق و عيان و محبت كامل بخداى سبحان و اشتياق تمام به حضرت قدسيه « دوستشان دارد و دوستش دارند فروتنند بر مؤمنان و عزيزند و غالب بر كافران بجنگند در راه خدا و نترسند از سرزنش كسى ، اينست فضل خدا كه بهر كه خواهد دهد 53 - المائده » و اين پايه است كه يك بارش احسان گويند « احسان اينست كه خداپرستى كه گويا او را بينى و اگرش نبينى او تو را بيند » و بار ديگر به ايقان « به آخرت آنان يقين دارند - 4 البقره » و بهر سه پايه اشاره دارد قول خدا عزّ و جلّ « نيست بر آنان كه ايمان و عمل صالح دارند باكى در آنچه تناول كنند چون پرهيزكار شوند و بگروند و كارهاى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 23
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣