باشد براى آنكه در پيش فرمود : «
لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ
» و آنجا از تحريم
طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ
نهى كرد يعنى آنچه خوب و خوش است كه گفتهاند ظاهر اينست كه قيد طيبات براى وقوع و توصيف است كه موضوع تحريم خصوص آنست و الا ميفرمود : حرام نكنيد هر چه را خدا بشما حلال كرده ، و بسا كه اضافه بيانيه باشد و به همين معنى باشد و از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله روايت است كه روزى قيامت را براى اصحابش شرح داد و در بيم آنها مبالغه كرد و رقت كردند و جمعى از آنها در خانه عثمان بن مظعون گرد آمدند و قرار نهادند كه هميشه روزه باشند و شب بيدار و گوشت نخورند و در بستر نخوابند و بزن و عطر نزديك نشوند و لذتهاى دنيا را وانهند و جامه پشمين بپوشند و بگردش در زمين پردازند ولى گزارش آن برسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم رسيد و فرمود : من چنين فرمانى ندارم نفس شما را بر شما حقى است روزه داريد و افطار كنيد و شب بيدار باشيد و بخوابيد ، من شب بيدارم و هم ميخوابم و روزه ميدارم و روزه هم نميدارم و گوشت و روغن هم ميخورم و هر كه از روش من روگرداند از من نباشد و روايت مشهور است .
يا براى اينست كه چون خوراك پاكيزه دلخواهتر است در معرض تحريم است و آيه دلالت ندارد كه رزق آدمى گاهى حلال است و گاهى حرام و بسا كه حرام هم روزى باشد چنانچه نادانها عقيده دارند و مال مردم را ميخورند و ميگويند اين روزيست كه خدا بما داده و مقتضاى مذهب اشاعره است .
و بيضاوى بدان اشاره كرده و گفته : اگر روزى حرام نداشت ذكر حلال در آيه سودى نداشت ، و اين خيال باطل است زيرا ذكر هر لفظى نياز بفائده زائدى ندارد و اين فائده هم در اينجا هست زيرا اشاره است باينكه منع از آن معقول نيست ، و خلاصه قيد بسا براى كشف و بيانست و بسا كه اشاره بنا معقولى اجتناب است و بيان اينكه اين وصف سبب نكوهش كناره گير است و بسا براى خير آنها است و اين دوتاى نخست بس است و آيه دلالت دارد بر عدم جواز تجاوز از مقررات خدا و حرمت تشريع و نيك نبودن اجتناب از آنچه خدا حلال كرده ، و بسا