تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
مى و قمار فرو آمد صحابه گفتند : يا رسول اللَّه چه گوئى در باره برادران ما كه گذشتند و مى ميخوردند و از قمار غذا خوردند ، و اين آيه فروشد ، گفتند : اين آيه در باره كسانى آمد كه گوشت را بر خود حرام كردند و به راه رهبانيت رفتند چون عثمان بن مظعون و جز او ، و خدا براشان بيان كرد كه گناهى در تناول مباح با اجتناب از حرامها نيست و چون بپرهيزند از نوشيدن آن پس از حرمت ، و ايمان آرند به خدا و كارهاى خوب كنند و فرمانبرند و سپس تقوى را ادامه دهند و هم ايمان را وانگه پرهيزكار باشند به انجام واجبات و نيكوكار باشند بانجام مستحبات و بنا بر اين تقواى يكم پرهيز از نوشيدنست پس از حرمت و دوم پائيدن بر آن و سوم پرهيز از همه گناهان و نيكوكارى را هم بدان پيوسته . و گفتند تقواى يكم پرهيز از گناهان عقلانيست كه ويژه مكلف است و ايمان يكم ايمان به خدا تعالى و ايمان بدان چه بايد ، و عقيده بزشتى گناهان و لزوم كناره‌گيرى از آنها ، و تقواى دوم پرهيز از گناهان ثابت بشرع است و عقيده بزشتى آنها و وجوب اجتناب از آنها . و تقواى سوّم راجع بمظالم عباد است و بدان چه از ظلم و فساد كه به ديگران سرايت نكند ابو على جبائى گفته : شرط يكم نسبت به گذشته است و دوم به پايش بر آن و استمرار و سوم ويژه مظالم عباد است و دليل آورده براى اختصاص سوم بدان باينكه فرمود « و احسان كنند » زيرا احسان به ديگران ميرسد و بايد گناهى كه پرهيز از آن بايد و پيش از آن آيد نسبت به ديگران باشد ، و اين دليل سست است زيرا در آيه تصريح نشده كه مقصود از احسان آنست كه به ديگران باشد ، و مانعى ندارد كه مقصود از آن كار نيك و مبالغه در آن باشد و اگر چه به ديگرى نرسد چنان كه به كسى كه در كار نيك مبالغه كند گويند احسنت و اجملت ، و اگر هم بدان معنا باشد چرا روا نباشد كه فعل متعدى بفعلى لازم عطف شود و اگر خدا فرموده بود بپرهيزيد از همه گناهان و زشتيها و به ديگران احسان كنيد مانعى نداشت ، و شايد ابا على در شرط سوم از ذكر زمان صرف نظر كرده بپندار اينكه در آن مانند يكم و دوم زمان راه ندارد .