تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
ميكردند و بتها را با خونش آلوده ميكردند ، ابن جريح گفته : نصب خود بتها نيستند ، بت پيكره ساخته است بلكه سنگها بوده كه گرد كعبه واداشته بودند و به شماره 360 - كه گفتند 300 آنها از خزاعه بوده ، و چون قربانى ميكردند خونش را بدان جا كه خانه كعبه برابرش بود ميپاشيدند و گوشتش را برگه ميكردند و بر سر سنگ مىنهادند ، مسلمانان گفتند : مردم جاهليت كعبه را با خون احترام ميكردند و ما سزاوارتريم كه آن را بزرگ داريم و خداى سبحانه فرو آورد « هرگز گوشت و خون قربانيها به خدا نرسد ولى پرهيزكارى شما به خدا رسد ، 37 - الحج » . « و اينكه قسمت از ازلام جوئيد » آن هم بر شما حرام است و آن فال گرفتن با چند چوبه تير بود براى سفر و آغاز به كار كه در جاهليت رسم بود و ببرخى « خدا مرا واداشت » نوشته بود برخى « خدا مرا بازداشت » و برخى هم ساده و بىنوشته بود ، و چون قصد سفر يا كار مهمى داشتند آن تيرها را برهم ميريختند و يكى را برميداشتند و اگر بر آن « خدايم مرا واداشت » بود بدنبال آن كار ميرفتند و اگر نوشته « مرا بازداشت بود » نميرفتند و اگر تير بىنوشته بود دوباره انجام ميدادند و خدا بيان كرد كه اين كار حرام است ، از حسن نقل شده و جمعى مفسران ، وانگه آنچه در اين باره از على بن ابراهيم آيد ذكر كرده و گفته : ازلام نردها و قابهاى پارس و روم بوده كه با آنها قمار ميزدند از مجاهد است ، و گفتند : شطرنج است از سفيان بن وكيع . «
ذلِكُمْ فِسْقٌ
» يعنى همه اينها كه ذكر شد گناهى است بزرگ و نافرمانى خدا است از ابن عباس است . و گفتند : يعنى فال زدن به ازلام فسق است براى شما و اين روشنتر است پايان ( 3 : 157 مجمع ) . و گفتند : بنا بمعنى نخست سبب حرمت دست انداختن به غيب است و گمراهى در راه آن و دروغ بستن به خدا اگر مقصود از ربّى خدا باشد و نادانى و شرك اگر بت باشد ، و بنا بر اين دليل بر حرمت استخاره معروف هم هست كه اكثر آن را روا