بيان : اينكه فرمود : اگر گاو را نحر كنى باكى ندارد ، حمل بر تقيه شود ، و مشهور اينست كه سر بريدن از قفا مكروه است و علامه و جز او گفتند اگر گردن ذبيحه از قفا بريده شود و اعضاء ذبح بجا ماند اگر زنده باشد ذبح شود و حلال است و اگر حياة مستقره ندارد حلال نيست .
من گويم : دانستى كه دليل نيست بر اينكه استقرار حياة شرط است ، و تو هم اينكه در اينجا ذبح شرعى و جز او در گرفتن جان ذبيحه شريك شدند وجهى ندارد با اينكه زنده است و ذبح شده اين توهم اعتبارى ندارد مانند درنده زده و جز آن .
18 - در قرب الاسناد - 21 - : بسندش كه محمّد بن عبد السّلام نزد امام ششم عليه السّلام آمد و به او گفت : مردى تبرى بگاوى زده و آن را كوبيده و پس از آن سرش را بريده و آن حضرت جوابى به او نفرستاد و سعيده را خواست و فرمود : اين مرد نزد من آمد و گفت تو او را فرستادى در باره گاو دارى كه آن را با تبر زده ، اگر خون معتدل بر آمده بخوريد و بخورانيد و اگر به آرامى و سنگينى بر آمده نزديكش مرويد ، گويد سعيده غلام را گرفت و خواست او را بزند و امام پيغام فرستاد كه به او قاووت بنوشانيد كه گوشت بروياند و استخوان را سخت كند .
تبيان : كلينى در - 6 : 232 فروع كافى - آن را بسندى از حسن بن مسلم روايت كرده ، گفت من نزد امام ششم عليه السّلام بودم كه محمّد بن عبد السّلام آمد و به آن حضرت گفت : قربانت جدم ميگويد : مردى گاوى را با تبر زده و افتاده و آنگه ذبحش كرده ، و جوابى با او نفرستاد ، و سعيده آزاد كرده امّ فروه را خواست و به او فرمود : محمّد پيغامى از تو آورد نخواستم جوابى با او فرستم ، اگر مردى كه سر گاو را بريده هنگام ذبح خونش جهيده بخوريد و بخورانيد و اگر خون بسنگينى بيرون آمده نزديكش مشويد و در تهذيب هم : بسندش از احمد بن محمّد - 9 : 56 - روايت شده و ظاهر اينست كه سعيده او را نزد جدّ محمّد فرستاد و تقدير اينست كه بسعيده فرمود : به او بگو محمّد آمده ، و بسا كه در اصل « جدّة » بوده و خود سعيده بوده چنانچه ظاهر قرب الاسناد است . . . و عتيّا در لفظ خبر قرب الاسناد تصحيف است و
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 186
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٨٦