را مگير يعنى دو دست را با يك پا ببند و آنها را بدست مگير پايان .
و من گويم : در اخبار نديدم كه دو پاى گوسفند و يك دستش را بندند ولى اصحاب آن را ذكر كردند و اگر مستندى دارد چنانچه ظاهر است مىشود اين خبر را حمل كرد بر اينكه پس از ذبح دست و پا را نگيرند و همان پشم يا مو را بگيرند كه در چاه و مانندش پرت نشود .
كلينى در 4 : 498 - فروع - بسندش از امام ششم عليه السّلام در تفسير قول خدا «
وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ »
فرمود : اين هنگامى است كه براى نحر زده شوند كه دو دستش را ميان سم تا زانو بندند و چون درافتادند پهلوشان به زمين چسبد و از ابى صباح كنانى كه پرسيدم از امام ششم عليه السّلام چگونه شتر قربانى نحر شود ؟
فرمود : نحر شود و بسوى راست ايستاده باشد - 4 : 497 فروع - .
و از ابى خديجه است كه گفت : امام ششم را ديدم كه شتر نحر ميكرد شتر قربانيش از دست چپ زانوبند داشت و بر جانب دست راستش ايستاده بود و ميفرمود : بسم اللَّه و اللَّه اكبر اللهم هذا منك و لك اللهم تقبّله منى ، آنگه در گودى گلويش كارد فرو كرد ، و كارد را با دست خود برآورد و چون به زمين افتاد جاى ذبحش را با دست خود بريد - 4 : 498 فروع - .
5 - ظاهر قول خدا تعالى «
فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها
» اينست كه چون به زمين افتد حلال است و نبايد صبر كرد تا سرد شود يا به كلى جانش درآيد و گرچه اصحاب آن را بجا ندادن تفسير كردند ، و نديدم كسى آن را دليل بر اين آورده باشد و تفسيرى كه كردند بايد دليل داشته باشد .
در مسالك گفته : پوست كندن ذبيحه پيش از اينكه سرد شود يا بريدن تيكهاى از آن دو قول دارد 1 - حرمت كه شيخ در نهايه گفته بلكه خوردن را هم حرام شمرده و ابن براج و ابن حمزه از او پيروى كردند بدليل روايت محمّد بن يحيى تا امام رضا عليه السّلام كه چون سر گوسفند را برند و پيش از جاندادنش