تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
ايستاده‌ها بر سه ركن و بر كناره سم چهارمى زيرا شتر قربانى بيكدستش زانوبند زنند و بر سه ديگر ايستد - انوار التنزيل 2 : 103 - و طبرسى - ره - گفته در مجمع البيان 7 : 85 - ابن مسعود و ابن عباس و ابن عمر و ابو جعفر باقر عليه السّلام و قتاده و عطا و ضحّاك خواندند « صوافن » با نون ، و حسن و شقيق و ابو موسى اشعرى و سليمان تيمى « صوافى » و صوافن چون صافنات اسبان خوبند جز اينكه اينجا بمعنى شتر آمده و صافن آنست كه يك پا را بردارد و بر سم‌هاى خود تكيه كند ، صوافى خالص لوجه اللَّه باشند . گويم : بقرائتى كه از امام باقر عليه السّلام روايت است و جز او دلالتى است بر استحباب اينكه ايستاده باشد و بيكدستش زانوبند زنند بلكه بر هر دو قرائت نحرش ايستاده دشوار است جدّاً . و اما اخبارى كه در اين باب رسيدند يكى بسندى است از امام ششم عليه السّلام كه حمران از آن حضرت پرسيده از ذبح فرموده : چون ذبح كنى رها كن و كتفش ببند و كارد را گرد گردنش مگردان تا از زير گلو درون برى و تا بالا ببرى ، رها كردن در پرنده است تنها و اگر در چاه يا درّه ژرف زمين پرت شود از آن مخور و مخوران زيرا ندانى پرت شدن او را كشته يا ذبح ، و اگر ذبيحه گوسفند است پشم يا مويش را بچسب و دست و پا را مگير و اگر گاو است ببندش و دمش را آزاد رها كن و اما شتر را سمش به زير كتفش ببند و پاهايش را رها كن و اگر پرنده‌اى كه خواهى سر برى از دستت رها شد و گريخت يا بدر رفت تيرش بزن و چون افتاد سرش را ببر بمانند شكار . در مسالك گفته : مقصود از بستن سمها به زير كتف اينست كه دو دستش را جمع كند و ببندد از سم تا زانو و در روايت ابى الصباح بدان تصريح دارد ، و در روايت ابى خديجه است كه تنها دست چپش را ببندد و مقصود از روايت نخست هم اين نيست كه دو سم دستش را تا زير كتف باهم بندد زيرا ديگر نميتواند بايستد با اينكه در شتر مستحب است ايستاده باشد ، و اينكه در گوسفند فرمود : دست و پايش
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 170 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى