تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
رجحان دارد بر ترك ، و همان بسم اللَّه گفتن كافى است گرچه آن را واجب نداند ، و حكم بحرمت در آنجا است كه بداند بسم اللَّه نگفته ، و اين نظر خوبيست ، و سخن در باره رو به قبله كشتن ذبيحه هم مانند آنست . 3 - آيه دلالت دارد كه مطلق گفتن نام خدا تعالى بر ذبح كردن يا نحر يا رها كردن سگ و تير و مانندش بس است و چنانچه بيشتر فقهاء بدان تصريح دارند گفتن اللَّه اكبر ، سبحان اللَّه ، الحمد للَّه لا إله الا اللَّه و مانندش هم كافى باشند ، و اگر تنها اللَّه بگويد كفايت آن دو قول دارد از اين راه كه ياد نام خدا بر آن صدق دارد ، و از راه ديگر مفهوم عرفى ذكر نام خدا پيوست با وصف كمال و ستايش است و همين خلاف است در « اللهم ارحمنى و اغفر لى » گفتند : اگر گويد : « بسم اللَّه و محمّد » بجرّ محمّد كافى نيست چون شرك است و همچنين اگر گويد : و محمّد رسول اللَّه ، و اگر در هر دو محمّد را برفع خواند ضرر ندارد و چون تسميه با جمله نخست تمام شده ، و پيوست شهادت برسالت فزودن خوبيست و منافى نيست بخلاف قصد شرك بهر دو نام ، و اگر گويد « اللهم صل على محمّد و آله » اقوى كفايت است ، آيا شرط است كه نام خدا را به زبان عربى گويد ظاهر احتمال دارد چون اسم اللَّه آمده و احتمال عدم دارد نيز ، زيرا مقصود از اللَّه ذات خداست و گفتن هر نامى سزاست بهر زبانى باشد ، و متفرع بر آنست گفتن بسم الرحمن و جز آن از نام‌هاى مخصوص يا غالب الاستعمال بر خدا جز واژه اللَّه . 4 - فقهاء گفتند در ذبح گوسفند خوبست دو دست و يك پايش را بندند و ديگرى را رها دارند ، و پشم و موهاى او را نگهدارند تا سرد شود ، و در گاو دو دست و دو پايش را بندند و دمش را رها كنند ، و در شتر دو سمش را از دست به دو زير شانه‌اش بندند و دو پايش را رها كنند و ايستاده او را نحر كنند يا دست چپش را از سم تا زانو بندند و بر دست راستش وادارند ، و مىشود از آيه كريمه فهميد كه خوب است شتر در حال نحرش ايستاده باشد كه فرموده « صوافّ » بيضاوى گفته : يعنى ايستاده باشند و دستها و پاهاشان در صف شوند و خوانده شده « صوافن » بمعنى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 169 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى