تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
مذهب شيعه است و علامه و ابن ادريس هم از او پيروند ، و يكى آن را تفسير كرده كه در وضعى باشد كه يك روز يا چند روز زنده ماند و گفتند نيم روز ، و اين دليلى ندارد و ميان فقهاء قديم معروف نباشد ، و اگر بداند اكنون مرده است و حركتش مذبوحانه است چون حركت گوسفندى كه هر چه توى شكمش هست بيرون شده در وقوع تذكيه بر آن اشكال است و گرچه ظاهر ادله وقوع آنست ، محقق اردبيلى پس از نقل گفته دروس گويد : و ابهام و پيچيدگى اين مسأله نهان نيست ، و آنچه معلوم است حيوانى كه دم جان است و سرش برند و حركتش مذبوحانه باشد چون حركت گوسفندى كه آنچه درون دارد درآمده يا پرنده‌اى چنين مردار باشد و تذكيه نشود ، و اگر دم مرگ بطور قطع زنده است و تذكيه پذير بوسيله تذكيه پاك شود و احكام ذبيحه دارد گرچه بداند هم اكنون يا ساعت ديگر خواهد مرد چون ادله ذبح جاندار آن را فراگيرد و ذبح شرعى شود ، و اينكه اگر ذبح نشود زود بميرد يا ساعت ديگر بميرد اثرى ندارد ، پس آنچه در دروس گفته كه اگر بداند مرگ او را الخ محلّ تامل است زيرا از آن فهميده شود كه مدار بر كمى زمان ماندن و بسيارى آنست فتامّل و خلاصه بايد مدار زنده بودن هنگام ذبح و زنده نبودن باشد نه درازى زمان آن و كوتاهيش براى آنچه گذشت فافهم ، و اما اگر حالش مشتبه باشد و ندانى هنگام ذبح مرده بوده يا زنده و حركتش مذبوحانه است يا از زندگى است ممكن است حلال باشد به حكم استصحاب حياة و يا به حكم استصحاب قاعده گذشته حرام باشد ، و آنگه در مورد اشتباه حركت يا خونريزى را شرط دانسته چنانچه گفتيم . و گويم اگر مقصودش - قد - از حركت مذبوحانه درزيدن گوشت پوست كنده است و مانندش شكى ندارد كه اعتبارى بدان نيست چون جان ندارد و تذكيه پذير نيست ، و اگر منظور حركت پس از بريدن رگها است كه در عرف آن را حركت مذبوحانه خوانند تذكيه ناپذيريش مورد بحث است زيرا بىترديد هنوز جان در تن دارد چون كسى كه در حال مرگ جان به گلويش رسيده او را در آن حال مرده نگويند گرچه يك ساعت و يكدهم ساعت ديگر هم زنده نماند ، و از اين رو اختلاف