تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
بت بردند ، و گفتند : يعنى بر پشت آنها حج نميكردند ، از روى دروغ بستن بر خدا و سزا دهد آنها را بر دروغ بستن خود . «
لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ
» يعنى قربانى پذيرفته شود براى آنكه بر آن نام خدا برند نه جز او و آن را ويژه چهارپايان نمود براى اشاره باينكه قربانى حج جز از آنها نشود ، و دلالت دارد كه قربانى و بردن نام خدا بر آن در همه شرايع بوده چون فرموده « براى هر امتى رسم قربانى مقرر كرديم تا نام خدا بر آن برند » الخ . «
فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها
» طبرسى - ره - گفته : يعنى در حال نحرش بسم اللَّه گويند و ابن عباس گفته : بگويند اللَّه اكبر لا إله الّا اللَّه و اللَّه اكبر اللهمّ منك و لك - صوافّ - يعنى ايستاده باشند و بسته بروش محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم از ابن عباس است ، و گفتند : يعنى يك دستش را بندند و بر سر سه ديگر ايستند ، چنين نحر شوند و استخوانهاى ساقشان برابر هم باشند تا بر هم مقدم نگردند از مجاهد است ، و گفتند مقصود اينست كه نحر شوند و در صف باشند و ايستاده و يك دستشان از استخوان مچ و سمّ تا زانو بسته باشد ، از امام ششم است ، اين در باره شتر است ، ولى براى ذبح گاو دو دست و دو پايش را بندند و دمش را آزاد نهند ، و در گوسفند سه را بندند و يك پا را رها كنند ، و چون پهلو نهاد و به زمين افتاد و جانداد از آن بخوريد ، اين اذنست و فرمان نيست چون كه مردم دوران جاهليت آن را بر خود حرام ميدانستند ، و گفتند : خوردن از آن در صورتى كه تطوع باشد واجب است پايان ( مجمع البيان : 7 : 86 - ) .
« فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ »
( در مجمع البيان 10 : 559 ) گفته : يعنى نماز عيد را بخوان و قربانى را بكش ، و گفتند : يعنى نماز بامداد را بخوان در جمع و قربانى را در منى بكش و جمع همان مشعر است ، محمّد بن كعب گفته : مردمى بجز خدا نياز بردند و براى جز او قربانى ميكردند ، و خدا تعالى پيغمبرش را فرمود : كه نماز و قربانيش براى تقرب به خدا و ويژه او باشد پايان . گويم : اين تفسيرها دلالت دارند كه نحر براى شتر مشروع است بلكه جز آن در آن جائز نيست .