همانا غرضش تندرستى و ورزش است و هضم خوراك و دفع فضولات تن ، و اين دومى از نظر معنا روشنتر است و نخست از نظر لفظ حديث و جواز اين گونه شكار از محتوى سخنان اصحاب بدور نيست زيرا حكم كردند بحرمت شكار براى بازى و خوشگذرانى و حلالى آن براى قوت و بازرگانى و دليلشان بر حرمت اوّل و جواز دوّم مقتضى است اين گونه شكار و مانندش روا باشد ، در تذكره گفته : بازيگير در سفر شود چون كسى كه به شكار كردن بازى كند و خوشگذرانى نزد علماى ما نمازش شكسته نباشد زيرا لهو حرام است و سفر براى آن گناه است و اگر شكار براى خوراك خود و عيالش باشد قصر نماز واجب است زيرا كار او مباح است و اگر براى تجارت باشد موجه شكستن نماز و افطار روزه است زيرا آن هم مباح است پايان .
و روشن است كه قصد ورزش هم مباح است .
42 - در فقه الرضا فرمود : عليه السّلام بدان - خدايت رحمت كناد - كه چون پرنده بپرواز آيد از آن كسى باشد كه آن را بگيرد جز كه صاحب معلومى داشته باشد كه به دو برگرداندش ، و نشايد جوجه را از لانهاش در كوه ، يا چاه يا نيزار گرفت تا پرنده شود ، چون خواهى سگ را دنبال شكار فرستى بسم اللَّه بگو ، و اگر شكار را زنده دريافتى سرش را ببر و اگر سگ آن را كشته از آن بخور گرچه از آن خورده باشد براى قول خدا «
فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ
» و اگر كارد ندارى تا سر شكار را ببرى سگ را باسم اللَّه بر شكار روانه كن تا او را بكشد و از آن بخور ، و اگر سگت را دنبال شكار فرستادى و سگ ديگر در گرفتن شكار با او شركت كرد از آن مخور جز اينكه آن را زنده دريابى و سرش را ببرى ، و اگر تيرش زدى و بسم اللَّه گفتهاى و جان داده حلال است به شرط اينكه تير پيكان آهنى داشته باشد ، اگر فرداى آن روزش يافتى تيرت در تن آنست و ميدانى تيرت آن را كشته حلال است ، اگرش بر سر كوه تير زدى و تيرت به دو خورد و در آب افتاد حلال است به شرط اينكه سرش از آب بيرون ماند و اگر سرش زير آب رفته حرام است ، و مخور از آنچه با باز يا صقر يا يوز يا عقاب و جز آن شكار كنى مگر زندهاش يا بى و سرش را ببرى جز سگ آموخته كه