اگرش زنده يا بى و سر برى بخور و اگر بتذكيهاش نرسى مخور از آن ، گفتم :
يوز چون سگ نباشد فرمود : نه مكلب جز با سگ نباشد .
46 - و از همان از سماعه از امام ششم عليه السّلام فرمود : پدرم فتوى ميداد و من هم فتوى مىدهم و در شكار باز و صقر نگران بوديم ولى اكنون نگران نباشيم شكارشان حلال نيست جز اينكه زنده دريافت شوند و تذكيه شوند ، و راستى در كتاب على عليه السّلام است كه خدا تعالى فرمود : «
ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ
» و آنها سگانند .
بيان : يعنى جوارح نامبرده در آيه همان سگانند كه فرمود « مكلبين » محدث استرآبادى - ره - گفته : يعنى مقصود از واژه مكلبين سگانند ، و در تفسير على بن ابراهيم روايت ديگرى است كه مؤيد آنست و از اينجا دانسته شود كه قرائت على عليه السّلام بفتح لام است و قرائت معروفه بكسر لام است پايان .
گويم : نيازى بدين تكلف و تغيير قرائت نيست .
47 - عياشى - 1 : 245 تفسيرش - از زراره از امام ششم عليه السّلام كه جز سگان از آنچه يوزها و صقرها و مانندشان شكار كنند البته از شكارشان مخور جز آنچه را دريابى و تذكيه كنى زيرا خدا فرموده است : « مكلبين » و هر چه جز سگ شكارش حرام است جز اينكه آن را دريابى و تذكيه كنى .
48 - و از همان بسندى كه در كتاب على است كه خدا فرمود :
« وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ
» و آنها همان سگانند .
49 - و از همان از امام ششم عليه السّلام پرسش شد از شكارى كه سگش ميگيرد و شكارچى وامينهدش تا جان دهد ، فرمود : آرى بخور زيرا خدا ميفرمايد «
فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ
» - تفسير عياشى 1 : 295 - .
بيان : اين مختصريست از صحيحه جميل گذشته در حكم نهم كه سخن در باره آن گذشت .
50 - عياشى : بسندى از او عليه السّلام از شكار كه سگش گيرد و مرد رسد و آن را بستاند و در دست او جان دهد آيا حلال است ؟ فرمود : آرى خدا فرمايد :
« فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ
» .