23 - و از على عليه السّلام و هم از امام ششم كه فرمودند در باره شكارى كه شكارچى زند و تحمل كند و در آب يا آتش افتد يا از بلندى پرت شود و بميرد فرمود : خورده نشود جز كه زندهاش دريافت شود و سرش را ببرند .
24 - و از امام پنجم عليه السّلام كه هر چه با سنگ و گلوله و مانندشان كشته شود حرام است جز آنكه زنده بدست آيد و تذكيه شود .
25 - از جعفر بن محمّد عليه السّلام كه بد داشت شكار با تير بىپيكان را مگر جز آن تيرى نداشته باشد .
26 - و از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم كه نهى كرد از شكار گبر و از ذبيحه آنان و مقصود شكاريست كه كشتند پيش از آنكه زنده باشد و تذكيه شود يا سگى كه فرستادند آن را كشته .
27 - و از على عليه السّلام كه آنچه در دام افتد و در آن جان دهد مردار است و آنچه زنده يابند تذكيه شود و حلال است .
بيان : اينكه گفته : و الجارح ، گويا از كلام مؤلف است و همچنين « يعنى في المواضع » « و هذا خصوص » و اينكه سگ بهيم يعنى سياه يك رنگ را استثناء كرده از روايت كلينى و شيخ گرفته كه در ( 6 : 206 فروع كافى ، و در تهذيب 9 : 80 ) بسندشان از سكونى از امام ششم آوردند كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : سگ سياه يك رنگ شكارش حرام است چون رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمان كشتن آن را داده .
گفته او : و ان ارسله ظاهراً مضمون حديث ديگريست كه گذشت و تذكيه و حيّه يعنى شتابانه و در بيشتر نسخههاى تهذيب بجاى وحيه وجيئه آمده بجيم و همزه يعنى زده شده و گويا تصحيف است .
قوله « الا ان لا يكون » ظاهرش جواز شكار با تير بىپيكانست در حال اضطرار و نبودن ابزار ديگر و كلينى ( 6 : 212 فروع ) و شيخ ( 9 : 35 تهذيب ) بسند خوبى از حلبى آوردند كه پرسش شد امام ششم عليه السّلام از آنچه معراض از شكار به زمين افكند فرمود : اگر جز معراض تيرى ندارد و نام خدا برد بر آن حلال است
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 151
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥١