باشد مؤيد آنست كه مختار مبسوط است و گويا نهى از شكار كبوتر شهر براى اينست كه غالباً ملك ديگريست و ممكن است حمل شود بر كبوترى كه نشانه ملك دارد يا بر كراهت و در يك نسخه بجاى قرى عراء آمده يعنى فضاى بىساتر و آزاد و بدون مدّ بمعنى ناحيه و جانب است و مقصود از آن بيابانها است .
10 - در دعائم : بسندش تا على بن ابى طالب عليه السّلام كه پرسش شد از قول خدا عزّ و جلّ «
وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ
» فرمود : مقصود سگانند و جارح كاسب است كه خدا عزّ و جلّ فرمايد :
وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ
- 60 - الانعام يعنى آنچه كسب كنيد در روز .
11 - و از آن حضرت عليه السّلام است كه آنچه را از سگهاى آموخته نگهدارند خورده شود و اگر چه آن را كشته باشند و آنچه را سگان نياموخته كشتهاند خورده نشود يعنى با بسم اللَّه گفتن هنگام فرستادن آنها و باكى نيست بخوردنش اگر بسم اللَّه فراموش شده .
12 - و از امام پنجم و ششم عليهما السّلام است كه رخصت دادند در خوردن آنچه سگان آموخته نگهدارند گرچه آن را بكشند و از آن بخورند و رخصت ندارند در آنچه پرنده شكارى از آن خورده .
13 - و از امام پنجم عليه السّلام است كه صقرها و بازها از جوارحند .
14 - و از امام ششم عليه السّلام است كه يوز آموخته چون سگ است و حلال است آنچه نگهدارد .
15 - و از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم است كه نهى كرد از شكار سگ سياه و فرمان داد بكشتنش بويژه اگر سياه يك رنگ باشد .
16 - و از امام ششم است كه سگها همه جورند و چون سگ كردى آموخته شود مانند سلوقى است .
17 - و از آن حضرتست عليه السّلام كه هر كه سگ را بىبسم اللَّه فرستد شكارش خورده نشود يعنى آنچه كشته باشد بىبسم اللَّه از روى عمد و اگر فراموش كند آن را