تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
جائز است ولى اين بعيد است . در تحرير گفته : اگر يكمى آن را تير زند و بر جا دارد و دومى هم به آن تير زند پس اگر تير يكمى كارگر شده باينكه بگلو يا دل آن خورده دومى ضمانتى ندارد برايش مگر آنكه با تيرش نقصانى به دو رساند و ضامن آن نقصان گردد و اگر تير يكم كارى نباشد و دومى او را از كار انداخت حرام است مگر سرش را ببرد و اگرش از كار نينداخت اگر تذكيه شود پس از آن حلال است و اگر بتذكيه‌اش نرسد اگر يكمى نتواندش تمام ارزش آن به عهده دومى است با مراعات كسر عيبى كه يكمى بدان رسانده زيرا زخم دومى آن را حرام كرده و غرامت دارد و اگر يكمى تواند تذكيه‌اش كند و اهمال كند تا بهر دو زخم بميرد نيم ارزش آن با مراعات عيب به عهده دومى است پايان . 3 - عياشى در 1 : 293 تفسيرش : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه پرسش شد سگ گبر را مسلمانى آموزد و بسم اللَّه گويد و براى شكار رها كند ؟ فرمود : آرى او سگبانست چون نام خدا بر آن برد باكى ندارد 4 - عياشى - 294 تفسيرش - : بسندش تا على عليه السّلام كه يوز شكارى و سگان كردى كه آموزش گيرند چون سگ سلوقى باشند . بيان : در قاموس است كه سلوق چون صبور قريه‌ايست در يمن و زره و سگ را بدان نسبت دهند يا نام شهريست در كنار ارمنيّه يا نسبت به سلقيه است با حركت لام نام شهرى در روم كه در تلفظ نسبت تغيير كرده پايان و ظاهر خبر دلالت دارد بحلالى شكار يوز و حمل بر تقيه شده كه دانستى و عامى بودن روايت مؤيد آنست . و در كافى 6 : 205 فروع - بسندش آن را از سكونى آورده كه فرمود سگان كردى الخ و يوز در آن ذكر نشده و ممكن است عبارت نخست جمله مستقلى باشد و مقصود اين باشد كه يوز هم از جانوران شكاريست ولى مكلّب نيست كه شكارش حلال باشد و گرچه بعيد است ، در مسالك گفته : باجماع فرقى ميان سگ