و سيبويه گفته : صقر يكى از چهار پرنده شكاريست كه صقر و شاهين و عقاب و باز باشند ، و عرب هر پرنده شكارى را صقر خواند جز كركس و عقاب را و بدان اكدل و اجدل گويد و در ميان پرندههاى شكارى چون استر باشد در ميان چهارپايان چون شكيبا است بر رنج و بيشتر تحمل خوراك سفت كند و الفتدارتر و يورش برتر است بر همه پرندهها چون كركى و جز آن ، و چون مزاجش سرد است اگر همه روزگار بماند آب نياشامد پايان - حياة الحيوان 2 : 44 - .
و بدان كه ابزار شكار حلال دو بخشند : جانور و جماد ، و سخن در بخش يكم گذشت و اكنون در باره دوّم است كه يا داراى تيغه آهنى است چون شمشير و نيزه و تير يا بىآنست ولى تيز است و شكافنده يا با سنگينى كشد چون سنگ و گلوله گلى و چوب و بىتيزى و كشته بخش يكم حلال است چه زخم زند يا نه چنانچه به پهنا به شكار خورد و ميان فقهاء ما خلاف صريحى در آن نيست و اخبار بسيارى بر آن دلالت دارند .
سلّار در مراسم العليه گفته : بدان كه شكار بر دو دسته است :
1 - با سگ آموخته يا يوز و صقر و باز يا تير و نيزه و شمشير يا تيرگزى و دام باشد .
2 - با گلوله گلى و سگ و چوب و يكم همهاش با رسيدن ببريدن سرش حلال است جز كه سگ آموخته آن را بكشد كه باز حلال است گرچه بندرت سگ از آن بخورد و اگرش عادت بدان باشد حلال نيست جز كه زنده باشد و تذكيه شود ، و دومى حلال نباشد جز بدان رسند و تذكيه كنند و با اين حال مكروه است . و روايتى است در حرمت شكار با كمان گلولهاى و روايتى است بجواز خوردن آنچه با تير يا شمشير يا نيزه كشته شود به شرط اينكه كشنده بسم اللَّه گفته باشد پايان ( 38 - مراسم العليه ) .
و ظاهرش ترديد در حلالى شكاريست كه تير يا شمشير و نيزه كشد و آن ضعيف است .
و دومى كشتهاش حلال است به شرط اينكه به درد و درون تن شكار رود و گرچه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 144
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٤