اندكى باشد و بسبب آن جان دهد و اگر ندرد حلال نيست .
و سومى كشتهاش حلال نباشد مطلقا چه زخم آرد و چه نيارد و گرچه گلوله سرش يا عضو ديگرش را بپراند چنانچه اين خبر بر آن دلالت دارد و از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله روايت است كه بعدى بن حاتم فرمود : مخور از شكار با گلوله جز آنچه سرش را ببرى ، و در حديث ديگر است كه فرمود صلى اللَّه عليه و آله و سلم گلوله شكار نكشد و دشمن را نكاهد ولى دندان را شكند و ديده را برآورد .
در مصباح گفته : معراض تير بىپيكانست و در قاموس گفته دو سويش ناز كند و ميانش كلفت و بپهنا بهدف رسد .
و من گويم : در اينجا مقصود اينست كه به پهنا به شكار خورد و پيكان ندارد براى روايت ابو عبيده ( 212 : 6 فروع كافى ) بسند صحيح از امام ششم عليه السّلام كه چون با معراض تير زدى و دريد از آن بخور و اگر ندريد و بپهنا به شكار خورد مخور .
و در روايت است از عدى بن حاتم كه پرسيدم پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله را از شكار معراض فرمود : اگر با تيزيش كشد بخور و اگر با سنگينىاش كشد مخور .
و حلبى بسند صحيح ( 2 : 348 ط 1 تهذيب ) از امام ششم عليه السّلام كه پرسيدمش از شكارى كه مردى به تير زده و تير بپهنا بدان رسد و آن را كشد و هنگام تير انداختن بسم اللَّه هم گفته و پيكان آهن به شكار نخورده ، فرمود : اگر به رسيدن تير كشته شده و بخواهد بخورد حلال است .
من گويم : در شكار با ابزار تازه درآمد بنام تفنك اين زمانه اشكال است ولى حلال بودنش دور نيست بويژه اگر بجاى گلوله سرب ساچمه آهنى در آن نهند چون دليل حليت عام است و بدليل اينكه ابى جعفر ( در وسائل 16 - 288 ) فرمود :
هر كه شكارى با اسلحه كشت « و اخبار گلوله منصرفند بدان چه در آن زمان معروف بوده و مؤيد آنست آنچه گذشت كه شكار نكند الخ » و احوط اجتنابست و اصحاب شرط كردند در حلال بودن شكار با سگ و تير كه مرگش بسبب زخم وارد از آنها باشد و اگر پس از شكار شدن بصدمه يا دريدن درنده يا كمك آنها جان دهد
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٥