و حرمت خود كار هم جاى اعتراضى دارد زيرا شكسته نبودن نماز و روزهء چنين شكار كنى حرمت را نبايد ، ولى ظاهر اينست كه خلافى در حرمت ندارند و برخى روايات مشعر برآنند .
2 - ظاهر آيه اينست كه بايد شكارگير سگ باشد چنانچه دانستى ، و شهيد ثانى - ره - گفته : شكار كردن دو معنا دارد :
1 - گرفتن شكار وحشى و بند كردن او بابزار شكار و اگر چه هنوز زنده باشد و بشود او را تذكيه كرد .
2 - زخم زدن به او با ابزار شكار كه جانش برآيد بوجهى كه حلال باشد ، شكار بمعنى يكم باجماع جائز است بهر وسيله باشد از سگ و درنده و جز آنها و سخن در شرائط شكار بمعنى دوم است و جواز آن بوسيله سگ آموخته اجماعى است از ميان جانوران يعنى آنچه را بگيرد و زخم زند و بيجانش بدست صاحبش افتد در حال جاندادن باشد حلال است و فرستادن سگ و زخم زدن او بهر جاى شكار باشد بجاى تذكيه است و در شكار جز سگ از پرندههاى شكارى و درندهها خلاف است ، مشهور ميان فقهاء تا آنجا كه سيد مرتضى - ره - بر آن دعوى اجماع كرده عدم صحت آنست به حكم آيه كه گرچه لفظ جوارح عام است ولى آن را با كلمه مكلبين مخصوص بسگ كرده زيرا مطلب آموزگار سگان شكارى است ، و ابن عقيل گفته : شكار جانوران مانند سگ همچون يوز پلنگ و جز آن حلال است چون كلمه جوارح عام است و در اخبار صحيحه و جز آن آمده كه يوز مانند سگانست در اين حكم ، و تفسير شيخ از اين اخبار مختلف است در جايى آنها را در مورد خود حجت گرفته و شكار يوز را چون سگ حلال دانسته بدليل اينكه يوز هم سگ ناميده شود در لغت و يك جا آنها را حمل بر تقيه كرده و يك بار ديگر حمل بر حال ضرورت و اخبارى هم در حلال بودن شكار جز يوز رسيده كه آنها را حمل بر يكى از دو وجه اخير كرده .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 136
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٦