كه مقصود خصوص سگ شكارى است كه اگر صاحبش رسيد و شكار را كشته حلال است چه كه فرموده از آنچه براى شما نگهدارند و سگ شكارى آموخته است بالهام خدائى و پرورش آدمى زيرا هر دانشى الهامى است يا دست آورد خردى كه خدايش داده ، و گفتند يعنى از آنچه خدا بشما شناسانده كه بدانها آموزيد از دنبال كردن شكار بفرمان صاحبش و برگشتن او به خواندنش . . . بيضاوى در - 1 : 324 تفسيرش گفته : « بخوريد از آنچه براى شما نگهدارند » يعنى از آن نخورند بدليل اينكه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بعدى بن حاتم فرمود : و اگر از او خورده مخورش چون براى خودش آن را نگهداشته و شرط كرده در حلال بودن كه سگ از آن نخورد و اگر خورد حرام است ، سپس گفته : بيشتر فقهاء بر اين عقيدهاند ، و برخى گفتند اين شرط در پرندههاى شكارى نيست زيرا تأديبشان تا اين اندازه نشدنيست و برخى گفتند مطلقاً شرط نيست .
«
وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ
» يعنى چون براى شكارش فرستيد نام خدا را ببريد يا اگر شكار را زنده دريافتيد براى تذكيهاش بسم اللَّه گوئيد ، يا براى خوردنش بسم اللَّه گوئيد و معنى يكم اظهر و اشهر است چنانچه آيد
« وَ اتَّقُوا اللَّهَ »
از خدا بترسيد در فرمانها و غدقنهايش و به هيچ وجه نافرمانى نكنيد ، زيرا خدا زود به حساب رسد و به اندازه ذرّهاى از او نهان نماند در آسمانها و زمين ، اشاره چشم و نهان دلها را ميداند و فرمانش همين است كه گويد بهر چه باشد و مىباشد و بنده از هر خرد و كلان در مقام تقصير است ، و اين كمال آگهى است بر كمال غفلت و اهتمامى است بزود انجام دادن و عذر را تمام كرده - چنين گفتند :
و بدان كه از اين آيات احكامى برآيد : 1 - بمفهوم و منطوق دلالت دارند بر مباح بودن شكار كردن و شكار و گفتند مورد اجماع امت است ، و روايات در باره آن از طريق خاصه و عامه فراوانند و شكار خشكى در حال احرام از آن استثناء شده به شرحى كه در كتاب حج گذشت ، و ظاهر فقهاء اينست كه شكار كردن بازيگرى و تفريح حرام است ولى شكارش حرام نيست چون حرمت كار دليل حرمت آن نيست