روايت ضعيف است - پايان - من گويم : پاك بودن جرّى با حكم مذكور منافات ندارد زيرا حرمت براى نجاست نيست بلكه براى اينست كه از سپرز و مارماهى و جز آنها براى حرارت خون و اجزاء مايعه روان شود و بدان چه زير آنست فرو رود ، و ضعف روايات در اين باب بشهرت حكم ميان اصحاب جبران مىشود و آنچه در آنها حكم بحليت شده باصل و عمومات تأييد مىشود .
باب هفتم شكار و احكام و آدابش
آيات قرآن مجيد
مائده 1 - جز شكار حلالشماران با اينكه شما در حال احرام باشيد 4 - پرسندت كه چه براشان حلال شده بگو : حلال شده بر آنان پاكيزهها و شكار جانوران شكارى كه سگدار باشيد بياموزيد بدانها از آنچه خدا بشما آموخته پس بخوريد از آنچه براى شما نگهدارند و ياد كنند نام خدا را بر آن و بترسيد از خدا كه خدا زود حسابرس است 96 - آيا آنان كه ايمان آورديد نكشيد شكار را در حال احرام .
تفسير : برخى آيهها در كتاب حج تفسير شد و برخى در بابهاى سابق گذشته « و آنچه آموزيد از شكاريان » يعنى شكار سگها بر شما حلال است و آنچه سگ آموخته ذبح كرده .
و بيشتر مخالفان گفتند : مقصود از جوارح سگهاى شكارى و پرندههاى شكارى و درندههاى شكاريست و آوردن مكلبين نظر بغالب است كه شكارى سگ است يا اينكه هر درنده را سگ گويند كه پيغمبر در نفرين بر او فرمود : خدايا يكى از سگهاى خود را بر او چيره كن و شير را بر او چيره كرد ولى اين خلاف ظاهر است و اخبار بسيارى در اين باره بيايند ، در مجمع البيان - 2 : 161 - گفته بقول ابن - عباس و عمر و ضحاك و سدّى جوارح همان سگانند ، و از ائمه ما عليهم السّلام هم روايت است