دانسته و دليلش صحيحه سليمان بن خالد است كه پرسيدم امام ششم را از سگ گبر كه مسلمانش بگيرد و چونش دنبال شكار فرستد بسم اللَّه گويد حلال است آنچه نگهدارد برايش ؟ فرمود : آرى ، زيرا با سگ شكار كرده و نام خدا هم برده .
در مبسوط گفته : شكار سگى كه گبر آموزشش داده حلال نيست و دليل آورده به «
تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ
» كه آموزش را از مسلمان خواسته و آن را مسلمان نياموخته ، و هم بروايت عبد الرحمن بن سيابه كه پرسيدم امام ششم عليه السّلام را از اينكه سگ گبر را به عاريه گيرم و با آن شكار كنم ؟ فرمود : از شكارش مخور جز اينكه مسلمانش آموخته باشد ، و پاسخ داده شده باينكه آيه بيان غالب كرده نه بيان شرط و نهى خبر حمل بر كراهت شود براى جمع با اخبار ديگر با اينكه راوى آن مجهول است ، و شيخ در دو كتاب خبرش نخست را حمل كرده باينكه مسلمان گرفته و آموخته و دومى را باينكه مسلمانش نياموخته ، و گواه آن را از روايت سكونى آورده ( كه كافى در 6 : 208 بسندش روايت كرده ) از امام ششم عليه السّلام كه شكار سگ مجوسى را مخور جز اينكه مسلمانش بگيرد و بياموزد و بدنبال شكار فرستد و چنين است باز شكارى .
و اين دليل است كه در دو كتاب اخبار هم همان قول مبسوط را دارد كه احوط است و اگر چه اظهر حمل اخبار نهى است بر تقيه كه مذهب حسن و ثورى و گروهى از عامّه است .
7 - آيه دلالت دارد بوجوب گفتن بسم اللَّه براى حلال بودن شكار و تفسير آن به بسم اللَّه براى خوردنش البته كه بعيد است ، و خلافى نيست در وجوب و اشتراط آن براى حلال بودن آنچه سگ و تير بكشند نزد ما و هر كه بسم اللَّه را در ذبح لازم داند و دليل هر دو قول خدا تعالى است « نخوريد از آنچه نام خدا بر آن برده نشده » و حلال بودن مخصوص است بمورد آيه و خلافى نيست كه بسم اللَّه نزد فرستادن سگ كافى است چون همه ادله بر آن تطبيق شوند و در صحيحه ابى عبد اللَّه ( كه در 6 فروع كافى 203 ) بدان تصريح شده كه « چونش فرستد بسم اللَّه گويد » يعنى