باب ششم : موجبات حرمت حلال گوشت
1 - در نوادر راوندى - 50 - بسندى كه پرسيده شد على عليه السّلام از برهاى كه با شير خوك تغذيه شده فرمود : او را ببنديد و خوراك پاك چون كنجاره و هسته خرما و نان به او بدهيد اگر از شير بىنياز است و گر نه از پستان گوسفند شيرش دهيد تا هفت روز .
2 - در كافى 6 : 250 فروع : بسندى مانندش آمده .
بيان : هفت روز گويا متعلق بهر دو شق است چنانچه از كلام فقهاء برآيد و به زودى آن را بدانى .
3 - در قرب الاسناد - 48 - : بسندش از حنان بن سدير كه شنيدم مردى از امام ششم عليه السّلام ميپرسيد ، از برهاى كه شير خوك خورده و فحل رمه گوسفندى شده و از او نژادى درآمده در باره نژادش چه گوئى ؟ فرمود هر چه را بدانى كه از خود نژاد او است نزديكش مرو و آنچه ندانى از آنست مانند پنير است بخور و مپرس .
4 - المقنع : 25 - پرسش شد امام ششم عليه السّلام از بزغالهاى كه از ماده خوكى شير خورده تا بزرگ شده و استخوانش سخت شده وانگاه مردى آن را فحل رمه گوسفندش كرده و از او نژادى برآمده ، فرمود : آنچه از خود نژادش را ميشناسى نزديكش مرو و آنچه نشناسى از آن مپرس كه چون پنير باشد .
بيان : در فروع 6 - 249 - ( با اندك اختلافى ) مانندش آمده .
5 - و نيز : بسندى تا ابى حمزه كه آن را بالا برده آورده كه فرمود : از گوشت برّهاى كه شير ماده خوك خورده مخور و بدان كه معروف ميان فقهاء است كه جاندارى كه شير خوك نوشيده اگر از آن گوشت نياورده و استخوان محكم نكرده و نيرو نيفزوده مكروه است و خوبست هفت روز او را استبراء كنند با خوراك پاك و اگر شيرخواره است با شير پاك و اگر از شير خوك استخوانش محكم شده گوشت