تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
بر كراهت باشد و بسا براى كراهت عرقش باشد . ابن الجنيد - ره - گفته : جلال هر حيوانى خوردنش مكروه است و هم نوشيدن شير و سواريش - پايان - و در ميزان حصول جلل اختلاف است ، مشهور اينست كه تنها خوراك حيوان عذره باشد و أبو الصلاح نجاسات ديگر را هم بدان پيوسته و آن سست است ، و نصوص و فتاواى معتبره مدتى كه بدان جلل تحقق شود معين نكردند ، و برخى اندازه گرفته باينكه تنش بدان نمو كند و جزء او شود و بعضى مدت يك شبانه روز گفتند و يحيى بن سعيد خوردن عذره تنها را يك روز كامل بس دانسته ، و ديگران گفتند : بايد بوى گند عذره در گوشت و پوستش عيان شود . و شيخ در مبسوط و خلاف گفته جلل اينست كه بيشتر خوراكش عذره باشد و محض بودن آن را شرط نكرده ، و ميزان همانست كه عرف او را نجاستخوار شمارند و تشخيص آن هم مشكل است ، و اشهر اينست كه نجاست خوار پاك است و قائل بنجاستش معلوم نيست و برخى اخبار بر آن دلالت دارد و حمل بر كراهت شده و اقرب اينست كه قابل تذكيه است بعموم ادله ، و حرمت يا كراهت جلال ذاتى نيست بلكه بواسطه خوراك از عذره است و ثابت نيست بلكه تا بريدن اين غذا از او و خوراك پاك پايان يابد به شرط آنكه نجاستخوارى او از ميان برود ، نصوصى كه در اين باره رسيده سندهاى پاكى ندارد و فتواى فقهاء در برخى مسائل آن مورد اتفاق است و در برخى دچار اختلاف ، مورد اتفاق تحقق استبراء شتر است به چهل روز و رواياتى بر آن دلالت دارند ، و گاو مورد اختلاف است بقولى استبراء او هم چهل روز است مانند شتر دليلش زائد بر آنچه گذشت روايت مسمع است ( كه در فروع كافى 6 : 253 وارد است ) و قولى است كه بيست روز است و آن اشهر است بموجب روايت سكونى ( در فروع كافى 6 : 251 ) و مرفوعه يعقوب ( فروع كافى 6 ، 252 ) و روايت يونس ( در فروع كافى 6 : 252 ) و گوسفند هم مورد خلاف است قولى است كه استبرائش ده روز است به حكم روايت سكونى و مرفوعه يعقوب و روايت مسمع گذشته ، و قولى است كه هفت روز و قول ديگر پنج روز