تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
كه خدا نابودشان كند يا شكنجه‌شان دهد 164 - الاعراف تا آخر آيه . و دسته‌اى كه نهى كردند گفتند : آنها را از خشم و كيفر خدا بترسانيم مبادا به زمين فرو روند يا سنگ بر آنها پرتاب كند يا عذاب ديگر دهد ، به خدا ما با شما در يك جا نمانيم و از بارو بدر شدند و فردا بامداد آمدند و در را زدند و كسى پاسخ نداد و يكى از آنها ببارو برآمد و گفت : به خدا ميمونهايند كه دم دارند و بنگ دهند ، سپس بدرون فرود شد و در را گشود و مردم در بر آنها رفتند ، و ميمونها خويشان آدمى خود را شناختند و آدميان خويشان ميمون خود را نشناختند . گويد : ميمون نزد خويشش و منسوبش آمد و خود را به دو سائيد و به دو چسبانيد و گفت به او تو فلانى ؟ و ميمون بسر اشاره ميكرد آرى ، و ميگريست ، و ميمون ماده نزد منسوب و خويشش مىآمد و او ميگفت تو فلانه‌اى ؟ بسر اشاره ميكرد آرى ، و ميگريست ابن عباس گفت خدا به گوش رسانده كه ميفرمايد : رها كرديم آنان كه باز ميداشتند از بدى و بر گرفتيم آنان كه ستم كردند بعذابى دردناك بسزاى آنچه از فسق ميكردند 165 - الاعراف » و ندانيم دسته سوم چه كردند . ما چه اندازه زشتى ديديم و از آن بازنداشتيم ، عكرمه گفت : قربانت چه رأى دهى در باره آنان كه انكار كردند و بد داشتند گناه را كه گفتند : « چرا پند دهيد مردمى را كه خدا هلاكشان كند يا عذابشان دهد بعذابى سخت » و از اين گفته من خوشش آمد و دو برد كلفت برايم فرمان داد و آنها را در بر من كرد سپس گفته : اين حديث سندش درست است ، و ايله ميانه مدين و طور كنار درياست ، و زهرى گفته قريه طبريه شام است . و در مستدرك است از ابى هريره كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : در خواب ديدم زاده‌هاى حكم بن ابى العاص بر منبرم جهند چنانچه ميمونها برجهند ، و ديگر خندان ديده نشد تا درگذشت ، وانگه گفته سندش به شرط مسلم صحيح است و طبرانى در معجمش از ابى سعيد خدرى آورده كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : در آخر