تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
و مانند آدمى كه شنا نداند در آب غرق شود ، خود را بزناشوئى وادارد و بر ماده‌اش غيرت ورزد كه دو خصلت از مفاخر آدمى باشند ، و چون شهوتش درگيرد با دهانش استمنا كند . و ماده چون مادرى زاده‌اش را بدوش بردارد ، و در ادب پذيرى و آموزش‌گيرى مقامى دارد ، براى يزيد ميمونى پرورش دادند كه سوار خر ميشد ، و با اسبان مسابقه ميداد ، و ابن عدىّ در كاملش از احمد بن طاهر آورده كه در رمله ميمونى ديدم زرگر و چون ميخواست به آتش دمد به مردى اشاره ميكرد برايش بدمد . بيهقى از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله آورده كه آب بشير نكنيد زيرا مردى پيش از شماها شير فروش بود و چنين كرد و ميمونى خريد و بكشتى نشست و چون بژرفنا رسيد خدا بدان ميمون الهام كرد ، و كيسه اشرفى او را برداشت و سرد گل كشتى برآمد و كيسه را پيش چشم صاحبش گشود و يك اشرفى به دريا انداخت و يك بكشتى تا آنها را دو بخش كرد و بهاى آب را به دريا ريخت و بهاى شير را در كشتى . حاكم در مستدرك از عكرمه آورده كه نزد ابن عباس رفتم و او پيش از كورى قرآن ميخواند و ميگريست گفتم چه‌ات گرياند قربانت ، گفت : اين آيه « و بپرسشان از دهى كه كنار دريا بود آنگاه كه در شنبه تجاوز ميكردند 163 - الاعراف » . گفت ايله را ميشناسى ؟ گفتم : ايله چيست ؟ گفت : آبادى كه مردمى يهودى در آن بودند و خدا شكار ماهى را روز شنبه بر آنها حرام كرد ، و ماهيان روز شنبه دسته دسته سفيد و فربه چون شتران آبستن بكنار دريا مىآمدند ، و در جز آن روز آنها را نيافتندى و بدست نياوردند جز به سختى و رنج و آنگه يكى از آنها روز شنبه يك ماهى گرفت و با سيخ بكناره بست و در آب نهاد تا فردايش گرفت و خورد ، و خانواده‌هائى از آنها چنين كردند و گرفتند و بريان كردند ، و همسايه‌هاشان بوى بريانى شنيدند و مانند آنها كردند ، در آنها بسيار شدند ، و به چند دسته شدند يك دسته خوردند و يك دسته نهى كردند و يك دسته گفتند : چرا مردمى را پند دهيد
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 119 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى