چه مانعى دارى از عسل كه خدا فرموده « در آن شفاء است براى مردم ، 70 - النحل » گفت آن را نيابم ، فرمود : چه مانعى دارى از شير كه گوشتت از آن روئيده و استخوانت از آن سخت شده ؟ گفت سازگارم نيست ، امام فرمود :
ميخواهى فرمانت دهم بنوشيدن مى ؟ نه ، به خدا فرمانت ندهم .
5 - در علل ( ج 2 ص 164 ) : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه ناچار مى ننوشد زيرا جز بدى به دو نفزايد ، و چون كه اگرش بنوشد او را بكشد ، و قطرهاى از آن ننوشد ، گفته : و در روايتى است جز تشنگى برايش نيفزايد .
عياشى : مانند آن را آورده تا فرموده : البته از آن قطرهاى ننوشد .
6 - در مكارم : از امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود : شيرهاى گاو دواء باشند .
7 - و پرسيدندش عليه السّلام از شاش گاو كه كسى بنوشد ؟ فرمود اگر براى دواء نياز دارد باكى ندارد .
8 - و از جعفريست كه شنيدم ابو الحسن عليه السّلام ميفرمود : شاش شتر به از شير آنست و خدا شفاء را در شير آن نهاده ( 220 - مكارم ) .
بيان : خلافى ندارد كه شاش حيوان حرام گوشت كه خون جهنده دارد حرامست خواه نجس العين باشد يا نه پس چون نجس است حرام است ، و در شاش پرنده خلافى گذشت ، و اما حيوان حلال گوشت در باره آن دو قول است :
1 - حلال است كه سيد مرتضى و ابن ادريس و محقق در نافع گفتند ، براى اصل و براى اينكه پاك است و دليلى بر حرمت ندارد و عموم قول خدا تعالى « بگو نيابم در آنچه بر من وحى شده حرامى بر مزندهاى - تا آخر آيه 145 الانعام » .
2 - مختار محقق در شرائع و علامه و جمعى كه حرامست مگر شاش شتر براى آنكه خبيثه است و عموم آيه « و حرام است بر آنها خبائث ، 157 - الاعراف » شامل آنست و پاكى دليل حلال بودن نيست و شايد قول يكم اقوى است ، چون مقصود از خبائث در آيه جهت قبحى است كه شارع بيان كند و
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 75
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٥