تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
نيست ، و آيا ريختن آن در چشم براى دواء جائز است ؟ ابن ادريس و شيخ در قولى منع كردند ، و شيخ در قول ديگرش تجويز كرده و محقق و علامه هم آن را اختيار كردند ، و اگر ناچار باشد آن را در چشم بريزد ، و همچنين بيمار براى حفظ جان بدان مداوا كند براى جلوگيرى از تلف نه تحصيل تندرستى قاضى آن را گفته و علامه اختيار كرده و شيخ و ابن ادريس منع كردند ، قاضى گفته و احوط ترك آنست ، ولى مداوا با بول شتر با جماع جائز است و ببولهاى پاك ديگر بنا بر اصح - پايان - مسأله در نهايت اشكال است ، و اطمينان بانحصار دواء در حرام و خصوص در مى و مست‌كننده‌ها بعيد است .

[ روايات ]

1 - در علل ( ج 2 ص 169 ) در مجالس صدوق : ( بسندش از عذافر كه به ابى جعفر عليه السّلام گفتم : چرا خدا مردار و خون و گوشت خنزير و مى را حرام كرده ؟ فرمود : آنها را بر بنده‌هاش حرام نكرده و جز آنها را حلال ، براى رغبت در آنچه حلال كرده و زهد در آنچه حرام كرده ولى خدا عزّ و جلّ مردم را آفريده و دانسته چه چيز مايه زيست تن و بهى است و آن را براشان حلال كرده و مباح نموده و دانسته آنچه براشان زيان دارد و از آن بازشان داشته و براى ناچار كه مايه زيست تن او باشد به اندازه رفع ناچارى حلال كرده نه جز آن ( الخبر ) . 2 - در محاسن - 259 - : بسندش از امام پنجم عليه السّلام كه ميفرمود : تقيه در هر چيزيست ، و هر چه آدميزاده بدان ناچار شود خدا آن را برايش حلال كرده . 3 - در كتاب المسائل : بسندش از على بن جعفر از برادرش امام هفتم عليه السّلام كه از او پرسيدم دارو با مى خرما شايد ؟ فرمود : نه . 4 - عياشى ( ج 2 ص 264 تفسير عياشى ) بسندش از يكى بزرگان اصحاب ما كه : نزد امام ششم عليه السّلام بوديم و پيره مردى به او گفت : من دردى دارم و برايش مى خرما مينوشم و آن را براى آن حضرت وصف كرد . فرمود : چه مانعى دارى از آب كه خدايش هر زنده را از آن ساخته ؟ گفت به من سازگار نيست ، فرمود :