تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
از دواء بد نهى كرده ، و هر دو وجه پيش را ذكر كرده . 14 - و از همان از عبد الحميد بن عمر بن حرّ كه چون امام ششم - عليه السّلام از عراق برگشت نزد او رفتم و به من فرمود : نزد اسماعيل بن جعفر برو كه بيمار است و ببين چه دردى دارد ، گويد نزد او رفتم و از درد او پرسيدم و نسخهء داروئى به او دادم كه در آن شراب بود ، به من فرمود : اى پسر حرّ شراب حرام است و ما خاندانى هستيم كه از حرام شفا نجوئيم ، در كافى ( ج 6 ص 414 ) مانندش آمده . 15 - در طب : بسندش از حلبى كه پرسيدم امام ششم را از داروئى كه با شراب خمير شود ، و نشود كه جز با آن خمير شود ، و ناچاريست ، فرمود : نه به خدا ، روا نيست مسلمان در آن نگاه كند و چگونه با آن مداوا كند ؟ همانا چون پيه خوك است كه جزء فلان و فلان داروست و آن دارو جز با آن درست نشود ، خدا شفاء ندهد به كسى كه درمانش مى است و پيه خوك . 16 - در كافى ( ص 413 ) : بسندش از ابى بصير كه ام خالد عبديّه نزد امام ششم عليه السّلام آمد و من نزد او بودم ، گفت : قربانت : دچار قرقره شكم هستم و پزشكان عراق شراب و قاووت برايم نسخه دادند ، و من ميدانم شما آن را بد داريد و خواستم آن را از شما بپرسم ، به او فرمود : چرا از آن دواء ننوشى ؟ گفت : من از شما تقليد كنم در دين خود ، و خدا بدلم انداخته كه جعفر بن محمّد به من امر و نهى كند ، فرمود : اى ابو محمّد نشنوى از اين زن و از اين مسائل نه به خدا ، من به تو اجازه قطره‌اى از آن را ندهم ، يك قطره از آن نچش كه البته وقتى جانت باينجا رسيد - اشاره به گلويش كرد - پشيمان شوى ، سه بار به او فرمود : فهميدى ؟ گفت : آرى ، امام فرمود : آنچه از آن ميل را تر كند خمره‌اى از آن را نجس كند ، سه بار فرمود آن را . بيان : گويا آغاز حديث تقيه است ، يا براى آزمايش پرسنده است ، و مراد از نجاست يا معنى معروف است يا كنايه از حرمت ، و دليل است كه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 78 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى