نفرت طبع نيست چنانچه در جايش آن را بيان كنيم ان شاء اللَّه و همانا شاش شتر را جدا كردند براى آنكه ثابت شده رسول خدا بمردمى كه در مدينه بيمار شدند فرمود شاش شتر بنوشند و درمانجوئى از آن تجويز شده و برخى درمان جستن از همه شاشهاى پاك را جائز دانستند و خلاصه بنا بر قول بحرمت خلاف پيش در آنها آيد و جوازش به حال ضرورت برگردد و بنا بر قول ديگر مطلقا جائز است و اللَّه يعلم .
7 - در رجال كشى : بسندى تا ابن ابى يعفور كه چون يك دردى ميگرفت و سخت ميشد جرعهاى مى خرما مينوشيد و آرام ميشد ، و نزد امام ششم عليه السّلام رفت و از دردش گزارش داد و گفت : چون نبيذ نوشد آرام شود ، فرمود آن را ننوش و چون بكوفه بازگشت دردش به جوش آمد و خاندانش او را وادار كردند نوشيد و آرام شد ، و نزد امام ششم عليه السّلام برگشت و از درد و نوشيدن نبيذ گزارش داد و او فرمود : اى پسر ابى يعفور ننوش زيرا كه آن حرام است و شيطان موكل تو است ، و اگر از تو نوميد شود برود ، و چون بكوفه برگشت دردش سختتر به جوش آمد و خاندانش به دو رو آوردند كه بنوشد و به آنها گفت به خدا قطرهاى ننوشم هرگز و از او نوميد شدند چون بهر چه متهم ميشد سوگند نميخورد ، و چون سوگند خورد از او نوميد شدند و چند روز درد كشيد ، و خدا دردش را از ميان برد و به دو باز نگشت تا مرد رحمة اللَّه عليه .
بيان : يعنى براى دفع تهمت از خود هم سوگند نميخورد و از سوگندش تصميم او را فهميدند و نوميد شدند .
8 - در خرائج : از امام ششم عليه السّلام روايت است كه حبابه والبيه بعلى عليه السّلام گذشت كه يك ماهى با خود داشت بهمراه يك مار ماهى ، على به دو فرمود : اين چيست با تو ؟ گفت : يك ماهى كه براى عيال خريدم فرمود :
بسيار خوب وانگه فرمود : اين ديگر چيست با تو ؟ گفت : پشت برادرم درد گرفته و به او گفتند مار ماهى بخورد ، فرمود : اى حبابة البته خدا در آنچه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 76
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٧٦