تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
حرام كرده شفاء ننهاده ، بدان كه كعبه را برپا داشته اگر بخواهى نام آن و نام پدرش را به تو گزارش كنم ، و آن را به زمين زد و گفت : از خدا آمرزش خواهم بر حمل آن . 9 - در طب الائمه : بسندى از صيقل كه نزد امام ششم عليه السّلام بودم و مردى به او گفت كسى بواسير سختى دارد و به او نسخه شربتى دادند و شراب دارد و او قصد كامجوئى ندارد و صرفا قصد درمان دارد ؟ فرمود : نه ، گفتم چرا ؟ فرمود : براى آنكه حرام است و خدا دواء و شفاء در حرام ننهاده . 10 - در كافى ( ج 6 ص 413 ) : بسندى از عمر بن اذينه كه به امام ششم نوشتم ( و همين پرسش و پاسخ را نقل كرده ) . 11 - در طب : بسندش از سماعه كه امام ششم به من فرمود : در باره مردى كه دردى داشت و به دو نوشيدن شاش را گفته بودند فرمود كه نبايد آن را بنوشد گفتم : ناچار است بنوشد ، فرمود : اگر بيچاره است و دردش دواى ديگرى ندارد بول خودش را بنوشد نه از ديگرى را . 12 - و از همان : بسندش از فائد بن طلحه كه از امام ششم عليه السّلام پرسيدم از شراب در دواء ، فرمود : كسى را نشايد كه از حرام شفاء جويد ، در كافى هم مانند آن را بسند خود آورده . 13 - طب ( 62 ) : بسندى كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله نهى كرده از داروى بد براى مداوا . بيان : در نهايه است كه در حديث نهى شده از خوردن دواء خبيث ، و آن از دو راه است يكم از نجاست آنست و حرمت مانند مى و سرگين و بول كه همه نجسند و خبيث و خوردنشان حرام است جز ابوال شتر كه شرع رخصت داده در نظر بعضى و روث حيوان حلال گوشت بعقيده ديگران دوم : از راه مزه و چشش ، و دور نيست كه آن را بد دارد چون در آن رنج بطبع است و ناخواهى - پايان - در شرح السنة گفته : از ابى هريره روايت است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله